الشيخ رسول جعفريان

564

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را به مسلمانان رساندم اما حتى يك نفر بازنگشت . « 1 » گفته‌اند كه ابوسفيان در شرف رفتن نامهء تهديد آميزى به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نوشت : به لات و عزى سوگند كه من با جمع خويش براى درمانده كردن تو ، به سويت آمدم ، اما ديدم كه از برخورد با ما كراهت دارى و خندقها و تنگناهايى برپا كردى ، نمىدانم چه كسى اين را به شما تعليم داده ؟ اگر از اينجا برگرديم ، در آينده ، روزى چونان روز احد خواهيم داشت « رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در پاسخ او نوشت : تو از ديرباز در برابر خدا مغرور شده بودى ، اين كه مىگويى در جمع خود به سوى ما آمدى ، و نمىخواستى بازگردى تا آن كه ما را درمانده سازى ، چيزى است كه خدا ميان تو و آن هدف مانع خواهد بود و براى ما نيز عاقبتى قرار خواهد داد كه يادى از لات و عزى نكنى ، اما اين كه چه كسى چنين چيزى را به ما تعليم داده ، خداوند براى خشمگين كردن تو و يارانت اين امر را به من الهام كرد ؛ روزى خواهد رسيد كه تنها شبها جرأت دفاع از خود داشته باشى ؛ و روزى خواهد رسيد كه من لات و عزى و إساف و هبل را خراب كنم تا اين امر را به تو يادآورى كنم . » گفته شده است كه ابوسفيان در نامه‌اش گفته بود كه در جريان بدر به خاطر عدم حضور وى قريش شكست خوردند ، اما در احد كه او بود ، در خانهء مسلمانان با آنان جنگيده و كشته و آتش زده است . اين بار نيز كه آمده‌ايم شما در پشت خندقها و حصارها مانده‌ايد . « 2 » به هر روى احزاب نتوانستند در برابر شگرد نظامى مسلمانان چاره‌اى بينديشند و ابوسفيان بر آن بود تا با متهم كردن مسلمانان به ترس ، اين شكست را توجيه كند . شاعرى از آنان بعدها گفت : فلولا خندق كانوا لديه * لدمرنا عليهم اجمعينا « 3 » در جمع شش نفر از مسلمانان بر اثر تيراندازى دشمن به شهادت رسيدند كه فرد شاخص آنها سعد بن معاذ بود . از مشركين نيز سه نفر كشته شدند كه دو نفر آنها يكى عمرو بن عبد بن ابى قيس بن عبدود و ديگرى نوفل بن عبد الله بن نوفل به دست امام على عليه السلام كشته شدند . « 4 »

--> ( 1 ) . المغازى ، ج 2 ، صص 492 - 490 ؛ جابر نيز همين وظيفه را داشت اما نتوانست كسى را باز گرداند . جابر مىگويد خبر را در منطقه بنى حرام به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دادم و آن حضرت خنديد . ( 2 ) . المغازى ، ج 2 ، صص 493 - 492 ؛ و نيز نك : انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 344 ( 3 ) . السيرة النبويه ، ج 3 ، ص 255 ( 4 ) . المغازى ، ج 2 ، ص 496 ؛ دربارهء كشتن نوفل بن عبد الله اختلاف است كه امام على عليه السلام او را كشته يا زبير . نسبت دادن فضايل امام على عليه السلام به ديگران در كار سيره نويسان عثمانى مذهب امرى رايج بود ، و حداقل آن اين بود كه با يك « قيل » يعنى گفته شده ، ترديد در نقلِ درست ايجاد مىكنند .