الشيخ رسول جعفريان
562
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
به راه افتاد . واقدى پس از اين مطالب رواياتى نقل مىكند كه موضوع گرفتن گروگان را در همان آغاز ، حيى بن اخطب به كعب بن اسد رئيس يهوديان بنى قريظه وعده داده بود تا او را راضى به شكستن پيمان كند . در اين نقل آمده كه حيى اين قول را با قريش درميان نگذاشت . در نقل ديگرى آمده كه بيهقى از موسى بن عقبه نقل كرده « 1 » و واقدى نيز آن را آورده ، آمده است كه حيى اين امر را به قريش و غطفان اطلاع داده و حتى قرارى نيز نوشتند . و در نقل ديگرى آمده كه نعيم نزد ابوسفيان نشسته بود كه خبر از بنى قريظه آمد . آنان پيغام داده بودند جنگ را شروع كنيد تا ما از پشت به مركز مدينه حمله كنيم . نعيم نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آمده و خبر را نقل كرد . حضرت فرمود : شايد خود ما به بنى قريظه گفتهايم چنين پيغامى بدهند ! گويند كه نعيم چيزى را كتمان نمىكرد و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مخصوصاً اين سخن را به مصداق « الحرب خدعه » فرمود . نعيم خبر را به قريش رساند و اين سبب آشفتگى روابط قريش و يهوديان شد . « 2 » در خبر موسى بن عقبه همين حكايت آمده اما گفته شده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پس از آن كه از نعيم قول گرفت تا چيزى را فاش كند فرمود : بنى قريظه به ما پيغام دادهاند كه با شما صلح مىكنيم به شرط آن كه بنى النضير را باز گردانيد . « 3 » وقتى اين خبر به مشركان رسيد احساس كردند كه يهوديان به آنها خيانت كردهاند . در ادامهء خبر ابن عقبه آمده است كه قريش با شنيدن اين خبر از فرستادن گروگانهاى خود خوددارى كردند . افرادى نيز كه قرار بود نزد قريظيان بروند ، گفتند كه هرگز به قلعههاى آنان نخواهيم رفت . به هر روى بايد توجه داشت كه قبول داستان زيبايى كه در ابتداى اين بحث دربارهء نعيم آمده ، قدرى با مشكل روبرو است . گرچه واقدى همان را درست دانسته و ابن اسحاق نيز تنها همان روايت نخست را از قول نعيم بن مسعود آورده است . « 4 » آنچه از مجموع روايات برمىآيد آن كه بين يهوديان و سپاه شرك اختلاف پيش آمده ، سخن از گروگان به ميان آمده و عاقبت آنها يكديگر را به غدر متهم كرده و كار اتحاد احزاب به اختلاف كشيده است . مسلمانان نيز در اين مدت با ترس ، گرسنگى و حتى سردى برخى شبها درگير بودند . شبى كه دشمن در تب و تاب ترك مدينه بود ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از اصحابش خواست تا يك
--> ( 1 ) . دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 3 ، ص 401 ( 2 ) . نك : المغازى ، ج 2 ، صص 486 - 485 ؛ واقدى همان نقل اول را درستتر مىداند . ( 3 ) . دلائل النبوة ، بيهقى ، ج 3 ، صص 447 - 405 ؛ كتاب البخارى ، كتاب الجهاد ، ش 157 [ باب الحرب خدعه ] و نك : كتاب مسلم ، كتاب الجهاد ، ش 18 ( 4 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، صص 230 - 229