الشيخ رسول جعفريان
559
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
عمرو به امام گفت كه چون با پدرش همنشين بوده نمىخواهد با وى بجنگند ، اما ، امام فرمود كه او راغب به كشتن او است . در عين حال ، امام از او خواست تا طبق آنچه خود در جاهليت مىگفت كه اگر كسى در لحظهء نبرد سه چيز از او بخواهد يكى را مىپذيرد ، يكى از سه چيز را بپذيرد : يكى آن كه اسلام آورد ، دوم آن كه جبههء جنگ را ترك كند و سوم آن كه براى جنگ از اسب خود پايين آيد . عمرو دو خواستهء نخست را نپذيرفت و تن به جنگ پياده داد . نبرد ميان آنان آغاز شد آنچنان كه در گرد و غبار كسى آنان را نمىديد تا آن كه صداى تكبير امام برخاست ؛ اين علامت آن بود كه عمرو كشته شده است . بقيه افراد با ديدن صحنه ، به شدت ترسيده روى به گريز نهادند . از ميان آنان نوفل بن عبد الله به درون خندق افتاد و با سنگ باران مسلمانان به هلاكت رسيد . « 1 » امام پس از كشتن عمرو ضمن اشعارى فرمود : نَصَرالْحِجارَةَ مِن سَفاهَةِ رأيِهِ * و نصرتُ رَبَّ محمّد بِصَوابى لا تَحسبنّ الله خاذلَ دينه * و نَبيّه يا مَعْشرَالاحزاب « 2 » اين رخداد روحيهء دشمن را به شدت دچار آسيب كرده و آغاز ترديد مشركين در ماندن پشت خندق بود . در يكى از شبها دو گروه از مسلمانان با يكديگر برخورد كردند و يك لحظه خيال كردند كه طرف ديگر دشمن است ، به همين دليل به سوى يكديگر تيراندازى كردند . از آن پس شعار « حم لا ينصرون » را فرياد مىكردند تا چنين اتفاقى تكرار نشود . « 3 » علاوه بر ضربهاى كه قريش در عبور شمارى از افراد خود از خندق گرفتارش شد ، امور ديگرى نيز بر ترديد احزاب در ماندن يا رفتن مىافزود . تأمين ده هزار نفر با هزاران شتر كه روزانه نياز به حجم زيادى علوفه داشتند ، در اطراف خندق كار بسيار دشوارى بود ، بطوريكه پس از چند روز ، شتران از گرسنگى مشرف به مرگ بودند ؛ « 4 » علاوه بر آن يك شب ، طوفانى آتش غذاى مشركان را خاموش كرد و اثاثيه آنان را درهم پاشيد و بر تزلزل آنان افزود . كعب بن مالك در شعرى اشاره به نقش اين طوفان دارد :
--> ( 1 ) . المغازى ، ج 2 ، ص 472 ؛ دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 3 ، ص 437 ؛ در نقلهاى ديگر تصريح شده كه امام على عليه السلام او را كشته است نك : دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 3 ، ص 438 ؛ المغازى ، ج 2 ، ص 496 ؛ گفتنى است كه نقلى حكايت از زخمى شدن سر امام به دست عمرو دارد ؛ نك : انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 345 ؛ اشعار زيبايى از امام در برابر رجزخوانيهاى عمر روايت شده است ؛ نك : دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 3 ، ص 439 - 438 ؛ عيون الاثر ، ج 2 ، ص 93 ( 2 ) . السيرة النبويه ، ج 3 ، ص 225 ؛ عيون الاثر ، ج 2 ، ص 93 ( 3 ) . طبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 72 ؛ مستدرك حاكم ، ج 2 ، ص 107 ؛ المغازى ، ج 2 ، ص 474 ( 4 ) . المغازى ، ج 2 ، ص 480