الشيخ رسول جعفريان
549
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
هشت روز نخست ماه ذى قعده بود . ابوسفيان كه آن سال قصد آمدن به جنگ نداشت و يكى از دلايل عمدهء آن خشكسالى بود ، تصميم گرفت تا با تحريك نعيم بن مسعود ، مسلمانان را از آمدن به بدر باز دارد . در آن صورت تنها از ناحيهء او تخلفى صورت نگرفته بود . در حالى كه آمدن مسلمانان سبب سرشكستگى قريش و جرأت بيشتر مسلمانان شد . نعيم از مكه به مدينه آمد و مسلمانان را از سپاه گران قريش ترساند . او گفت بهتر است با توجه به تجربهء احد در خانههاى خود بمانند . اين تهديدها ، ترديدهايى را پديد آورد اما جديت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بر ترديدهاى مزبور فائق شده و مسلمانان به قصد جنگ با قريش و شركت در بازار بدر راهى آن منطقه شدند . پرچم سپاه اسلام در اين غزوه كه آن را غزوه بدر الموعد خواندهاند در دستان استوار على بن ابى طالب عليهما السلام بود . « 1 » رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كه شاهد ترديدهاى مردم بود فرمود : حتى اگر يك نفر همراهش نباشد او به بدر خواهد رفت . ابوسفيان نيز براى آن كه به هر روى اقدامى كرده باشد ، همراه دو هزار نفر تا مجنّه در چند كيلومترى مكه آمد و به بهانهء آن كه ، آن سال ، سال خشكسالى است بازگشت . بعدها كه خبر حضور جدى مسلمانان در بدر انتشار يافت ، قريش متهم به خلف وعده و ترس شد ، لذا بر آن شد تا براى يك جنگ تمام عيار - جنگ احزاب - بر ضد مسلمانان آماده شود . به گزارش واقدى آنان همهء اعراب منطقه را به همراهى فرا خوانده و اموال بسيارى را - كه گفتهاند تمام مردم مكه در فراهم كردن آن شركت كردند - تهيه نمودند . « 2 » البته مسلمانان از اين خلف وعدهء قريش به بدى ياد كردند . كعب بن مالك گفت : وعدنا أباسفيان بَدْراً فَلَمْ نَجِد * لِمَوْعِدِه صِدْقاً وَ ما كان وافِيا « 3 » نبرد احزاب گذشت كه قريش در قرار خويش در بدر حاضر نشد اما براى جبران آن ، و نيز براى يكسره كردن كار اسلام ، تلاش جدى خود را آغاز كرد . افزايش شمار مشركان در احزاب ، در قياس با احد به بيش از سه برابر ، نشان از جديت آنها در اين جنگ بود ؛ به علاوه اين تنها قريش نبود كه خواستار از بين رفتن اسلام بود بلكه قبايل ديگرى نيز در اين مدت دريافته بودند ؛ كه اسلام به صورت يك تهديد جدى براى آنان در آمده است . يهوديان هم به دليل
--> ( 1 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 388 ؛ طبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 59 ( 2 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 389 ؛ در روايتى كه بيهقى ( دلائل النبوه ، ج 3 ، ص 386 ) آورده كمك مزبور براى آمدن مشركان تا مجنّه نقل شده كه نبايد درست باشد . ( 3 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 389 ؛ در پاورقى دلائل النبوه ( ج 3 ، ص 387 ) شعر مزبور از عبد الله بن رواحه دانسته شده است .