الشيخ رسول جعفريان

514

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

مسلمانان شده بوديم كه من متوجه كوه شده و ديدم كه سپاه ما بر مسلمانان يورش برد . او مىگويد : لحظه‌اى قبل از آن تيراندازان مسلمان را ديدم بود ه از كوه پائين آمده و در حالى كه جعبه‌هاى تير خود را در دست داشتند چيزى از غنايم در دست گرفته بودند ! لحظه‌اى كه يورش سپاه خالد آغاز شد ، مسلمانان از هر سوى و بيشتر به سوى كوه احد و برخى به سوى مدينه گريختند . « 1 » اوضاع به گونه‌اى آشفته شد كه مسلمانان بر يكديگر شمشير مىزدند و يكديگر را مجروح مىكردند بطورى كه يكى از مسلمانان به همين طريق كشته شد « 2 » در اين لحظه مصعب بن عمير به دست مشركان به شهادت رسيد ، كسى كه وى را به شهادت رساند ، به گمان آن كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را كشته ، فرياد زد كه محمد كشته شده است . « 3 » اين خبر بر پراكندگى مسلمانان افزود و بسيارى به همين دليل صحنه را ترك كردند . « 4 » كعب بن مالك مىگويد : من پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را ديدم كه زنده است ؛ فرياد زدم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم زنده است ، اما آن حضرت اشاره كرد كه ساكت باشم . « 5 » مشركان تصور كردند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كشته شده است ، اين خبر آنان را در ادامهء جنگ و تعقيب مسلمانان سست كرد . ابوسفيان پرسيد : كدامتان محمد را كشتيد . ابوقميئه گفت : من ؛ ابوسفيان گفت : تو را لباسى خواهيم پوشاند كه عجمان بر پهلوانان خود مىپوشانند . « 6 » ابوسفيان در ميان كشتگان به دنبال جسد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىگشت : پس از مدتى كه او را نيافت دريافت كه ابوقميئه دروغ گفته است ؛ خالد نيز گفت كه محمد را ديده كه همراه چند تن از يارانش بر كوه بالا رفتند . جنگ تا پايين كوه ادامه داشت و آنجا بود كه آخرين صحابه به شهادت رسيدند ؛ پس از آن مسلمانان به بالاى كوه رفته و درگيرى خاتمه يافت . « 7 » ، وجود شعب در كوه تأثير زيادى در حفظ جان پيامبر و نجات عده‌اى از صحابه داشت ؛ لذا بعدها ابن زبعرى در شعر خود گفت : « و لو لا علوه الشعب غادرن احمداً . » « 8 » پراكندگى مسلمانان و آشفتگى سپاه اسلام به قدرى بود كه محمد بن مَسْلمه مىگفت :

--> ( 1 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 231 ( 2 ) . او يمان ، پدر حذيفة بن يمان بود ؛ اسَيد بن حُضَير نيز به دست يكى از انصار مجروح گرديد ؛ نك : انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 322 ؛ از آنجا كه غالب افراد سر و صورت خود را پوشانده بودند ، كمتر افراد شناخته مىشدند . ( 3 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 142 ؛ انساب الاشراف ج 1 ، ص 323 ( 4 ) . المغازى ، ج 1 ، صص 281 - 280 ( 5 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 83 ؛ المغازى ، ج 1 ، صص 236 - 235 ( 6 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 236 ؛ انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 323 ( 7 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 281 ( 8 ) . مجمع البيان ، ج 2 ، ص 513