الشيخ رسول جعفريان
515
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
خود ديدم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فلان شخص و فلان شخص را صدا زده مىگفت : من محمد هستم ، اما آنان از وى گريختند . « 1 » خالد بن وليد بعدها مىگفت : عمر را تنها ديد كه بالاى كوه مىرود ، اما به روى خود نياورده بود چه ترسيده بود از همراهانش ، كسى متوجه او شده وى را به قتل آورد . « 2 » برخى فراريان تا نزديك مدينه ( محلهء منقّى ) گريخته بودند . « 3 » نملة بن ابى نملة مىگويد : آن روز رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را ديدم كه تنها چند نفر از يارانش همراه وى بودند ؛ در آن لحظه ، سپاه دشمن در كمال آرامش به هر كارى كه دلش مىخواست دست مىزد . « 4 » مشركان بيشتر جنازههاى شهدا و از جمله جسد حمزهء سيدالشهدا را مثله كردند . مثله كردن برخى همچون عمرو بن جموح به حدى بود كه تمام اعضايش را از يكديگر جدا كرده بودند ، بطورى كه شناخته نمىشد . « 5 » در نقلى آمده كه هند و ديگر زنان ، تمامى شهداى مسلمان را مثله كردند ، تنها استثنا حنظله بود كه پدرش در شمار مشركان بوده و او آنان را از مثله كردن فرزندش باز داشت . « 6 » هند همسر ابوسفيان دليل مثله كردن حمزه را آرامش خود نسبت به كشتگان قريش دانست : شَفَيتُ مِنْ حمزة نَفْسى بُاحد * حَتّى بَقَرْتُ بَطْنَهُ عَنِ الْكَبد « 7 » در برابر فرار مردم ، مقداد از پايدارى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سخن مىگويد و اين كه تا آخرين لحظه همراه چهارده تن از يارانش مقاومت كرده با تير و سنگ به دشمن حمله مىكرد . « 8 »
--> ( 1 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 237 ( 2 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 237 ( 3 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 87 ( 4 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 240 ( 5 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 267 ( 6 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 274 ( 7 ) . السيرة النبويه ، ج 3 ، ص 92 ( 8 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 240 ، دربارهء نام فراريان اختلافاتى وجود دارد كه قاعدتاً تحريفاتى در آن صورت گرفته است ؛ اين تحريف در خود متن مغازى واقدى نيز رسوخ كرده ، چه در نسخهاى كه بر اساس آن كتاب چاپ شده ، در موردى كه اشاره به فراريها شده از جمله آمده : « فلان و فلان شخص » از فراريها بودند . مصحح در پاورقى يادآور شده كه در متن مزبور در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد به نقل از واقدى به جاى كلمهء فلان و فلان نام عمر و عثمان آمده است ( نك : ص 227 و نيز نك : دلائل النبوة ، بيهقى ، ج 3 ، ص 310 ) ؛ در روايتى سعد وقاص مىگويد : همهء ما در آغاز از آن حضرت دور شده سپس نزد او جمع شديم مگر طلحه ؛ نك : المغازى ، ج 1 ، ص 254 ؛ فراريان برخى به مدينه و گروهى تا دامنهء كوه بالا رفتند ، واقدى مىگويد : عمر همراه گروهى در گوشهاى نشسته بود ، انس بن نضر از آنان پرسيد : چرا نشستهايد ؟ گفتند : رسول خدا ( ص ) كشته شد ؛ انس گفت : برخيزيد و در همان راهى كه او كشته شد شما نيز كشته شويد : المغازى ، ج 1 ، ص 280 ؛ نظير همين گزارش را ابن اسحاق نيز آورده و ضمن آن مىگويد : عمر ، طلحه و گروهى از مهاجر و انصار نشسته بودند ؛ نك : دلائل النبوة ، ج 3 ، ص 254 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 83 . بنا به اين عبارت طلحه نيز در شمار فراريها بوده است . عمر نيز مىگفت : وى چونان بز كوهى از كوه بالا مىرفته تا زمانى كه به پيامبر ( ص ) برخورده است ( المغازى ، ج 1 ، ص 321 ) ؛ معلوم نيست كه چه زمانى با پيامبر ( ص ) برخورد كرده است . استاد سيد جعفر مرتضى به تفصيل دربارهء فراريان احد سخن گفته است ؛ نك : الصحيح من سيرة النبى ( ص ) ، ج 3 ، صص 250 - 241 ؛ گفتنى است كه خداوند از اين گناه كبيرهء اصحاب درگذشت .