الشيخ رسول جعفريان

506

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

آن بود كه سپاه به درستى قصد جنگ دارد چه در صورت شكست ، حرمش در اختيار دشمن قرار خواهد گرفت . البته زنان در تحريك سپاه نيز مؤثر بودند . آنها با دف و دايرهء خويش و خواندن اشعارى دربارهء كشتگان بدر سپاه را تحريك مىكردند . « 1 » كسانى موافق و برخى مخالف بودند اما اكثريت موافقت كردند و هند زن ابوسفيان نيز گفت كه در صحنهء جنگ حاضر خواهد شد . ابوسفيان كه وضع را چنين ديد گفت : او از قريش است و با آنها مخالفت نمىكند . « 2 » اين نقل سيستم رهبرى در ميان عرب جاهلى را نشان مىدهد . روساى قبيله كه متنفذان آن هستند با مردم مشورت مىكنند و رهبرى نيز با سخن قبيله مخالفت ندارد . سپاه قريش ، مركب از سه هزار نفر همراه تجهيزات كافى - با سه هزار شتر و دويست اسب - « 3 » ، دف و طبل زنان و هلهله كنان به سوى مدينه راه افتاد . مورخان مىگويند عباس بن عبد المطلب ضمن نامه‌اى ، خبر حركت قريش و شمار نيروهاى آنان را به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم داد . مردى غفارى راه را به سرعت طى كرده ، در قبا نامه را بدان حضرت رساند . أُبى بن كعب كه نامه را براى آن حضرت خواند مكلف به سكوت شد . « 4 » با اين حال چندى نگذشت كه خبر در مدينه شايع شد . علاوه بر فرستادهء عباس ، گروهى از قبيلهء خزاعه - كه همپيمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بودند - به سرعت به مدينه آمده خبر حركت قريش را به آن حضرت رساندند و به سرعت بازگشتند . آنان در منطقهء رابغ - كه چهار روز راه تا مدينه بود - به قريش برخوردند . قريشيان متوجه شدند با اين حال پنهانكارى در اين امر را چندان مهم نديدند زيرا آنان دو فرض داشتند : يكى آن كه مسلمانان در داخل شهر و خانه‌ها و قلعه‌هاى خود بمانند ، در آن صورت ، قريش تمام نخلها و زراعت آنان را نابود خواهد كرد . فرض دوم آن كه ، در صحرا به رويارويى با قريش آيند ، در آن صورت ، قريش بر اين بارو بود كه افزونى سپاهش مسلمانان را شكست خواهد داد . « 5 » قريش به حركت خود ادامه داد تا آن كه در دامنهء احد در نزديكى « كوه عينين » استقرار

--> ( 1 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 206 ؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نيز وقتى شنيد زنان را با دف و طبل آورده‌اند فرمود : أرَدْن ان يُحرّضن القوم و يذكرنهم قَتْلى بدر : نك : المغازى ، ج 1 ، ض 208 ( 2 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 202 ؛ به دنبال آن برجستگان قريش همسران خويش و گاه مادران را همراه آوردند . براى اسامى آنها نك : انساب الاشراف ، ج 1 ، صص 313 - 312 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 63 ؛ المغازى ، ج 1 ، صص 203 - 202 ( 3 ) . الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 37 ؛ انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 313 ( 4 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، صص 314 - 313 ( 5 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 205