الشيخ رسول جعفريان

505

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

شوال سال سوم هجرت در دامنهء اين كوه يكى از مهمترين جنگهاى صدر اسلام رخ داد ، جنگى كه تجربه‌اى تلخ اما آموزنده از خود بر جاى گذاشته و در ميان غزوات صدر اسلام يك استثناء به شمار مىآيد . قريشيان زخم خورده در بدر ، مصمم شدند تا انتقام كشتگان خود را بگيرند . گذشت كه يك بار ابوسفيان با دويست نفر ، به قصد شبيخون به مدينه در آمد اما جز كشتن دو نفر و آتش زدن چند خانه ، فرصت اقدام ديگرى را نيافت . اين اقدام توانست رضايت قريش را فراهم كند . بنابراين كاروان عظيم قريش در دارالندوه نگاه داشته شد و قريشيان توافق كردند تا از هزار شتر و پنجاه هزار دينار كه ارزش مجموعه كاروان بود پس از پرداخت سرمايهء افراد ، سود آن را در راه جنگ با مسلمانان به كار گيرند . « 1 » گفته‌اند قريش با طيب نفس اين امر را پذيرفت و ابوسفيان به عنوان يك « ثائر » ( انتقام گيرنده ) رهبرى را بدست گرفت . « 2 » قريش خود نيروى انسانى كافى براى يك نبرد تمام عيار با مسلمانان را نداشت اما در عوض ، با نفوذ چشمگيرى كه در ساير قبايل داشت توانست تا شمارى از آنان را به حمايت خود برانگيزد . « 3 » بدين ترتيب با تحريك ابوسفيان و اشعار برخى شاعران قريش ، عده‌اى از عبد منات يا به عبارتى كنانىها و نيز احابيش - كسانى از عرب كه در مكه سكونت داشته و همپيمان قريش بودند « 4 » - و نيز گروهى از قبيلهء ثقيف به يارى قريش « 5 » شتافتند . ابوعزّه جمحى شاعر قريش كه در بدر با منت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آزاد شده و عهد كرده بود تا عليه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اقدامى نكند ، در شعرى اعراب را به حمايت از قريش فراخواند . تأكيد او در شعرش اين بود كه : مرا به دست دشمن مسپاريد چه در آن صورت ، اسلام همه جا را خواهد گرفت . « 6 » بدين معنى كه اگر اعراب از قريش حمايت نكنند چندى ديگر اسلام به سراغ آنان خواهد رفت . در ميان قريش اختلافى بر سر بردن زنان به صحنهء جنگ در گرفت . بردن زنان نشانگر

--> ( 1 ) . طبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 37 ؛ دو آيهء 8 و 38 سوره انفال دربارهء انفاق مشركان براى « صد عن سبيل الله » است . برخى آن را در مورد بدر و گروهى دربارهء احد دانسته‌اند . ( 2 ) . - المغازى ، ج 1 ، ص 200 ( 3 ) . در اين باره نك : سبل الهدى والرشاد ، ج 6 ، ص 54 ( 4 ) . اينان عبارت بودند از : بنوالهون ، بنوالحارث از كنانه ، بنوالمصطلق از خزاعه ؛ تحيّشوا يعنى تجمعوا ؛ نك : تاج العروس ، ج 17 ، صص 128 - 127 ؛ ذيل مورد : حبش ؛ نك : المغازى ، ج 1 ، ص 201 ؛ در يك مورد ، در شعر حسان بن ثابت ( احابيش به نداشتن « حسب » محكوم شده‌اند : « جمعتموها احابيشاً بلا حسب » ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 132 ( 5 ) . به عنوان نمونه صد نفر از ثقيف ؛ نك : المغازى ، ج 1 ، ص 203 ( 6 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 312 ؛ المغازى ، ج 1 ، ص 201 ؛ السيرة النبوية ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 61