الشيخ رسول جعفريان
504
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
چقدر در جاهليت به او و طايفهاش خدمت كردهاند . در واقع به بند كشيدن آنان به اين معنى تلقى شده بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم قصد كشتن آنها را دارد . به هر روى آن حضرت حكم به اخراج بنى قينقاع كرد . عبد الله باز اصرار كرد و خواست تا با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم صحبت كند اما عويم بن ساعده كه در خانهء حضرت بود او را كنار زد . عبد الله فرياد مىكشيد و از بنى قينقاع مىخواست تا مقاومت كنند ؛ اما آنان كه مىديدند عبد الله بخاطر اصرارش در رفتن نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم صورتش خونى شده گفتند : در جايى كه تو اينچنين خوار شوى و ما نتوانيم وضع را تغيير دهيم نمىمانيم . طايفهء قينقاع بدون آن كه ميانشان با مسلمانان حتى يك تير انداخته شود از مدينه رفتند و مقدار فراوانى سلاح از خود بر جاى نهادند . عبادة بن صامت كه خود همپيمان يهود بود مأمور اخراج آنان شد . عبد الله منافق او را توبيخ كرد اما عباده گفت : كه وقتى شما اعلان جنگ با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم داديد من نزد آن حضرت رفتم و از همپيمانى با شما بيزارى جستم ، او افزود : يا اباالحباب ! تغيّرت القلوب و مَحَى الاسلامُ العهوَد ؛ دلها دگرگون شده و اسلام آن پيمانها را محو كرده است . « 1 » به هر روى تلقى آن بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اين طايفهء يهود را بخاطر همپيمانى خزرج و اصرار عبد الله بن ابى مورد عفو قرار داده است . بدين ترتيب از سه گروه يهودى مدينه ، يك گروه ، آن شهر را به سوى شام ترك كرد . آنان در منطقهء اذرعات شام « 2 » سكونت كردند و پس از آن گزارشى از ايشان به دست نيامد . نبرد احد كوه احد كه گفتهاند به دليل جدائيش از كوههاى ديگر منطقه ، احد خوانده شده يا آن كه رسول خدا از روى علاقه به توحيد و اشاعهء آن نامش را توحيد گذاشته « 3 » در فاصلهء شش كيلومترى شهر مدينه بوده ، و اكنون شهر تا دامنهء آن گسترش يافته است . در روز هفتم
--> ( 1 ) . المغازى ، ج 1 ، صص 179 - 177 ؛ ابن اسحاق آياتى از سورهء مائده را كه آخرين سورهء نازل شده است دربارهء « عبادة بن ثابت » دانست كه البته نادرست است و نشان مىدهد كه سيره نويسان ، به صرف تشابه صورى يك آيه با يك واقعه ، آيه را مرتبط با آن دانستهاند . ( 2 ) . اين منطقه اكنون در سوريه در نزديكى شهر « درعا » است ؛ نك : معالم الاثيره ، ص 25 ( 3 ) . الروض الانف ، ج 5 ، صص 450 - 449 ؛ سهيلى مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بسيارى از اسامى زشت امكنه و اشخاص را عوض كرد . گويا نام احد در جاهليت عنقد بوده و رسول خدا آن را احد ناميده است ( تاريخ المدينة المنورة ، ج 1 ، ص 85 ) ؛ در وجه نامگذارى احد ، اين را نيز گفتهاند كه به دليل جدائيش از ديگر كوهها « احد » خوانده شده است .