الشيخ رسول جعفريان

502

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

قريش دل به آنها بسته‌اند . خطر خود قريش نيز كما بيش جدى است و مىبايست مراقب آنان بود . پنج روز پس از آن ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، دهم ماه ذى الحجه را با قربانى كردن يك يا دو گوسفند ، عنوان عيد اضحى مطرح كرد ؛ به علاوه احكام ديات و قصاص نيز در همين سال نوشته شده و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مكتوب مورد نظر را به دستهء شمشير خويش آويزان كرد . « 1 » دو قبيله غَطَفان و سليم از دشمنان سرسخت اسلام بودند . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خبر يافت كه آنان آماده جنگ شده‌اند . آن حضرت با دويست نفر بدان سوى شتافت اما كسى را نيافت . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از اين قوم كه دشمنان متحد قريش بودند پانصد شتر به غنيمت گرفت و پس از برداشتن خُمْس آن ، باقى مانده را ميان جنگجويان تقسيم كرد . آن حضرت شبانِ شتران را كه ديده شد نماز مىخواند آزاد كرد . « 2 » اين غزوه را قرقرة الكُدْر مىنامند . منطقهء مزبور در فاصلهء شش كيلومترى خيبر در راه مدينه بوده است ؛ خيبر خود در فاصله 165 كيلومترى شمال مدينه است . در اين مدت يك بار نيز رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تا صدوپنجاه كيلومترى جنوب مدينه تا منطقهء « فُرُع » به قصد قريش آمد اما با كسى برخورد نكرد . « 3 » اين نشانگر آن بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اصرار داشت تا قريش را محدود كند . زمانى كه قريش به دليل‌نا امنى راه شام به دليل ترس از سپاه اسلام و نيز همراهى « اهل الساحل » با آن حضرت « 4 » نتوانستند تجارت خويش را ادامه دهند ، به سوى عراق رفتند . رسول خدا در نخستين ماه سوم هجرت ، سپاهى را به رهبرى زيد بن حارثه به سوى نجد فرستاد كاروان قريش به تجارت « طلا » و « فضه » كه اين دومى ، به تعبير ابن اسحاق « عُظْم تجارتهم » بود ، مشغول بود . زيد در منطقهء « قرده » بر آنان فرود آمد ، اموالشان را به غنيمت گرفته و به مدينه بازگشت همراه وى اسيرى نيز بود كه مسلمان شد . از حسان بن ثابت دو شعر دربارهء اين رخداد در دست است . « 5 » او در شعر خود به‌نا امنى راه شام و نيز راه عراق كه آنان گمان مىكردند امنيت دارد ، براى آنان اشاره مىكند .

--> ( 1 ) . إمتاع الاسماع ، ج 1 ، صص 107 - 106 ( 2 ) . طبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 31 ؛ المغازى ، ج 1 ، صص 183 - 182 ( 3 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 46 ( 4 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 197 ( 5 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، صص 51 - 50 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 6 ، صص 53 - 51