الشيخ رسول جعفريان
481
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
از برخى اشارات تاريخى چنين به دست مىآيد كه قريش در پى آن بود ، تا ماجراى سريّه عبد الله بن جحش را در نَخْله جبران كند ! در عين حال گذشت كه اصولًا قريش طالب جنگ نبوده وحتى ابوجهل نظرش آن بود كه براى تهديد قبايل عرب تا منطقهء بدر بيايند . مشكل ديگر قريش اين بود كه بالاخره بايد جلوى حملات مسلمانان را به كاروانهاى تجارتى خود مىگرفت . لذا وقتى ابوسفيان خبر داد كه كاروان نجات يافته بازگرديد . آنان گفتند : ما محمد و عدهاى صَبَائى را كه در اطراف وى هستند رها نمىكنيم كه بعد از اين به اموال و تجارت ما دست اندازى كنند . « 1 » رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نيز از اين كه جنگى صورت نگيرد ناخشنود نبود . از اين رو كسى را به سوى قريش فرستاده ، فرمود : اگر ديگرى جز شما به جنگ با من بيايد نيكوتر است ، من نيز دوست دارم تا با جز شما بجنگم . ابوجهل گفت : حاضر به ترك جنگ نيست . چه ، فرصتى به نقد پيش آمده كه آن را به نسيه وا نمىگذارد ! « 2 » شمارى از مشركان به سراغ حوضچهء آب آمدند . عدهاى از مسلمانان قصد طرد آنان را داشتند اما رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اجازه داد تا آب بنوشند . عُمَير بن وهب از مشركان ، در اطراف گشتى زد تا ببيند آيا غير از سيصد و اندى مسلمان ، عدهء ديگرى در آن نواحى پنهان شدهاند . اما كسى را نيافت ، وقتى بازگشت ، به قريش اطمينان داد كه هيچ كمين و كمكى در كار نيست . با اين همه ، اين قوم هيچ پناهگاهى جز سلاحهاى خود ندارند . آيا نمىبينيد كه ( از ترس ) سكوت كرده ، زبانهاى خود را چونان افعى از دهانشان بيرون مىآورند ؟ تصور من آن است كه كشته نشوند مگر آن كه مردى از ما را بكشند ؛ او دربارهء جنگ با چنين مردانى ، از قريش خواست تا تأمل بيشترى كنند « 3 » ابوسلمهء جشمى براى جستجو رفت و سخن اصلى او نيز اين بود كه گرچه مسلمانان سلاحى ندارند ، اما گويى هيچ يك از آنان قصد بازگشت به خانه هايشان را ندارند ، گروهى كه تنها در انتظار مرگ بوده ، اعتمادشان به شمشيرهايشان است . در اين لحظه كسانى چون حكيم بن حزام سخت به ترديد افتادند . او از عُتْبة بن ربيعه خواست تا خونبهاى مقتول در واقعهء نَخْله همراه با قيمت كالاهايى كه در آن جريان به دست مسلمانان افتاد بپردازد و از وقوع جنگ جلوگيرى كند . « 4 » عتبه پذيرفت و از قريش خواست تا از جنگ بپرهيزند . او گفت : اگر محمد رسول خدا نباشد ، گرگهاى عرب او را
--> ( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 291 ( 2 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 61 ( 3 ) . الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 16 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 622 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 4 ، ص 51 ( 4 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 16 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 4 ، صص 51 و 52 ؛ از اين نقل ، و نقلهاى ديگر به دست مىآيد كه جنگ بدر به اصرار مشركين آغاز شده و سبب آن نيز خونخواهى ماجراى نخله بوده كه ضمن آن يك نفر از قريش كشته شد .