الشيخ رسول جعفريان

473

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

آمد . ابوجهل بر مخالفتها فائق شد . حتى قرعه كشىهايى از نوع جاهلى در كنار بتها - ازْلام - حكايت از كراهت رفتن به اين سفر را داشت « 1 » ؛ اما مكيان براى دفاع از اموال خويش ناچار به رفتن بودند ؛ كسانى نيز مجبور به رفتن شدند ؛ هركس كه خود نمىرفت ، ديگرى را به جاى خود و با مخارجش مىفرستاد . بايد توجه داشت علاوه بر مسألهء مالى ، حملهء مسلمانان به كاروان و تصاحب آن ، جنبهء حيثيتى براى قريش داشت ؛ زيرا چنين تلقى مىشد كه محمد همراه عده‌اى جوان صابئى شده - اصطلاحى كه مشركين براى مسلمانان به كار مىبردند - بر قريش غلبه كرده است . « 2 » بويژه كه چندى قبل ، نيز اموالى از قريش به دست آن حضرت افتاد و اين بار قريش نمىخواست اتفاقى نظير آن بيفتد . « 3 » به هر روى قريش به سرعت آماده شد . كسان زيادى از سران قريش ، اموال فراوانى را تقديم كرده و سپاهى را سامان دادند . « 4 » ابولهب كه گفته شده ترس خواب عاتكه را داشت ، به زحمت راضى شد كسى را به جاى خويش گسيل كند و اين در عوض بدهى آن شخص به ابولهب بود . « 5 » از « عداس » نام ( مسيحى ) ، سخن به ميان آمده كه غلام عُتبه و شيبه بود و از آنان مىخواست تا به جنگ محمد نروند . آنان خود رفتند و كشته شدند و عداس را نيز به سرنوشت خود مبتلا كردند . « 6 » به هر روى - به تعبير واقدى - اهل رأى قريش نگران رفتن بودند ؛ اما گواين كه چاره‌اى جز قبول اين كار نداشتند ؛ بويژه كه دائماً متهم به ترس شده « 7 » و اين براى روحيهء عربى قبيله‌اى آنان قابل تحمل نبود . در ماجراى رفتن قريش ، سيره نويسان چند بار از نقش شيطان سخن گفته‌اند كه در قيافهء سُراقة بن جُعْشم مُدلجى ظاهر شده و قريش را بر رفتن تحريض كرده است . « 8 » پيش از اين ، در بحث « تحريف در سيره نويسى » ، از اين قبيل اخبار در سيره سخن گفته‌ايم . به هر روى سپاه قريش با قريب نهصد و پنجاه جنگجو ، با همهء امكانات ، كف زنان و شادى كنان به راه افتاد . در راه كنيزان به آوازخوانى پرداختند آنان گروهى حبشى

--> ( 1 ) . المغازى ، ج 1 ، صص 33 و 34 ( 2 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 32 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 3 ، ص 35 ( 3 ) السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 609 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 2 ، ص 35 ( 4 ) . انساب الأشراف ، ج 1 ، ص 292 ، ش 656 ( 5 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 33 ( 6 ) . واقدى گويد كه او در بدر حاضر نشد گرچه يك خبر حكايت دارد كه در آن واقعه به هلاكت رسيد . اين عداس در شمار « اهل كتابى » است كه در حول و حوش او اخبار جعلى چندى وجود دارد . المغازى ، ج 1 ، ص 35 ( 7 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 292 ، ش 655 ؛ امية بن خلف كه سنگين وزن بود و قصد رفتن نداشت چون متهم شد كه همچون زنان است اجباراً راهى شد ؛ نك : السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 610 ( 8 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 616