الشيخ رسول جعفريان
466
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
« مكان حرم » مىشدند . كسانى در اين كه آخر ماه رجب است يا اول شعبان ترديد كردند اما در نهايت مصمم به جنگ شدند . مسؤول كاروان تجارتى را كشتند ، دو نفر را به اسارت گرفتند ، اموال كاروان را تصرف كردند و به مدينه بازگشتند . زمانى كه به مدينه بازگشتند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود كه به آنان اجازهء جنگ در ماه حرام داده نشده بود . حتى گفته شده كه در نامهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم صرفاً وظيفه خبررسانى و جمع آورى اطلاعات به آن گروه واگذار شده بود . « 1 » مشركان مكه نيز سر به سرزنش گشودند و اين كه چگونه محمد صلى الله عليه و آله و سلم با ريختن خون و جنگ و تصاحب اموال ، حرمت اين ماه را شكسته است . مشكل پديد آمده ، سبب شد تا همه به انتظار حكم خداوند بنشينند ؛ شبيه اين مسأله فراوان در سيره وجود دارد ؛ معضلى پيش مىآيد و همه و حتى خود رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در انتظار حكم الهى مىنشينند ؛ مردم تا آن زمان فرهنگ پيشين را در بزرگداشت ماههاى حرام مىدانند ، اما اكنون با اين رخداد از آن حضرت دربارهء نظر اسلام دربارهء ماه حرام و جنگ در آن مىپرسند : « بگو : جنگ كردن در آن ماه ، گناهى بزرگ است . اما بازداشتن مردم از راه حق و كافر شدن به او و مسجد الحرام [ يعنى بازداشتن مردم از مسجد الحرام ] ، و بيرون راندن مردمش از آنجا در نزد خداوند گناهى بزرگتر است ، و شرك از قتل بزرگتر است . « 2 » » خداوند حرمت ماه حرام را حفظ كرد اما مشركان را كه مرتكب چند جرم بزرگتر شده از جمله آنكه راه مسجد الحرام را سد كرده ، مؤمنان را با آزار از دينشان باز گردانده ( فتنه ) ، و مهمتر از همه مشركند ، مورد سرزنش قرار مىدهد . براى مشركان ، تا آنجا كه به آزار و شكنجهشان مربوط مىشد هيچ گونه حرمتى وجود نداشت اما اكنون كه حادثهاى برضد آنان صورت گرفته ، فرياد قانون و حريم را سردادهاند . خداوند در ادامه از مشركان چنين ياد كرد كه : « آنها با شما مىجنگند تا اگر بتوانند شما را از دينتان بازگردانند . » سپس به ستايش از مجاهدان اسلام پرداخت كه « كسانى كه ايمان آوردهاند و آنان كه مهاجرت كردهاند و در راه خدا جهاد نمودهاند به رحمت خدا اميد مىدارند و خدا آمرزنده و مهربان است » اين بدين معناست كه چون اينها اهل هجرت و جهاد بوده ، اميدوار به رحمت خدا هستند ، خداوند خطاى آنان را آمرزيده است . به هرروى اين آيه خطاى مسلمانان را گوشزد مىكند ، گرچه جرم دشمن را بزرگتر دانسته از نظر تبليغى برخورد جالبى مىكند . « 3 »
--> ( 1 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 16 ( 2 ) . بقره ، 217 ؛ سيره نويسان و محدثان عمدتاً آيهء مزبور را دربارهء همين سريهء عبد الله بن جَحْش دانستهاند . ( 3 ) . غزالى در فقه السيره ( ص 232 - 231 ) مطلب را به گونهاى آورده كه گويى هيچ خطايى صورت نگرفته است . در نقل واقدى ( ج 1 ، ص 14 ) آمده است كه دنيا خواهى مسلمانان سبب شد تا آن روز جنگ را آغاز كنند . علامهء طباطبايى آيهء مزبور را دليل اين مسأله دانستهاند كه اگر كسى عملى را « قربة الى اللّه » انجام دهد اما خطا باشد ، گناهى مرتكب نشده و آيه نشان مىدهد كه مغفرت بدون گناه نيز وجود دارد ( الميزان ، ج 2 ، ص 199 ) و اين البته خلاف ظاهر است .