الشيخ رسول جعفريان
463
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
روش سهل بگروند ، چه او هراس آن را دارد كه گرفتار عذاب شده و كارشان به پشيمانى و اندوه منجر شود . « 1 » » بدين ترتيب بايد گفت كه پيكارگران مسلمان از همان لحظات نخست بطور كامل به رسالت خويش آگاهى داشتهاند . در برابر ابوجهل در اشعار خود مسلمانان را متهم مىكند كه آنها پس از انكار رسالت محمد صلى الله عليه و آله و سلم از سوى قريش ، به كار اختلاف افكنى در ميان قوم خود پرداختهاند . او آنان را تهديد مىكند كه اگر از سخن خود باز نگردند ، آنها را چونان پوستهء درختى خواهد كرد كه هيچ اصل و بنيادى ندارد . به روايت واقدى يك ماه پس از آن ؛ يعنى در هشتمين ماه هجرت عبيده بن حارث ( بن مطلب بن عبدمناف ) همراه شصت نفر ( يا آن چنان كه در نقل ابن اسحاق به عنوان احتمال دوم آمده هشتاد نفر ) به سراغ جمعى از قريش كه در حدود دويست نفر بودند ، رفتند . در اين واقعه نيز درگيرى روى نداد گرچه به نوشتهء سيره نويسان هر دو آماده جنگ بودند . روشن نيست كه چرا درگيرى صورت نگرفته است . گفتهاند كه تنها سعد بن ابى و قاص تيرى به سوى مشركان انداخت و اين نخستين تيرى بود كه در اسلام رها شده است . « 2 » بر پايه آن چه از زندگى قبيلهاى مىشناسيم ، مىدانيم كه اگر تيرى رها شده بود جنگ در مىگرفت ؛ چه رسد به آن كه بيست تير رها شود و هر كدام كسى را بكشد يا مجروح كند « 3 » و نبردى نيز روى ندهد . در اين نبرد نيز به تأكيد ابن اسحاق « ليس فيهم من الانصار احد . » « 4 » از نقل ابن اسحاق به دست مىآيد كه مشركان به قصد رويارويى با مسلمانان از مكه خارج شده بودند . او اشاره به اين كه قريش در قالب كاروان تجارتى عبور مىكردهاند ندارد ؛ به علاوه مىافزايد : كه در اين واقعه چند تن از مسلمانان مكه - از جمله مقداد بن عمرو و عتبه بن غزوان - كه قصد پيوستن به مسلمانان مدينه را داشتند ، همراه مشركان آمدند ، تنها با اين هدف كه به مسلمانان بپيوندند . « 5 » گروه كوچك ديگرى در نهمين ماه هجرت به فرماندهى سعد وقاص عازم منطقهء خرّار - در برخى منابع : حزار و خزار - در نزديكى غديرخم شدند تا سر راه كاروان قريش را بگيرند . مسلمانان بيست يا بيست و يك نفر بودند و زمانى به منطقهء مورد نطر رسيدند كه كاروان قريش روز پيش از آنجا گذشته بود بنابراين درگيرى روى نداد .
--> ( 1 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، صص 597 - 596 ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 591 ( 3 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 10 ؛ او شعرى نيز دراين باره نقل كرده است ! ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 6 ، ص 23 ( 4 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 591 ( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 592 ؛ واقدى به اين مطلب اشاره نكرده است .