الشيخ رسول جعفريان
464
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
در اينجا ياد از نكتهاى مناسب مىنمايد . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در مواردى گروهى را به فرماندهى شخصى از صحابه به جنگ مىفرستاد كه اينها « سَريّه » نام مىگرفت در مواردى نيز خود در جنگ حاضر مىشدند كه اين نبردها « غزوه » ناميده مىشد . گويا بطور استثنا نبرد موته را ، با آن كه خود پيغمبر در آن شركت نداشته است غزوه ناميدهاند . دربارهء معناى سريه دو احتمال وجود دارد يكى آن كه « سريه » به سپاهى اطلاق مىشود كه نهايت تا چهارصد نفر مىرسند . به عبارتى گزيده يك سپاه و نخبگان آنها . احتمال ديگر در معناى سريه آن كه آنان بطور مخفيانه و سرّى اعزام مىشوند . گفته شده كه احتمال دوم صحيح نيست زيرا « سرّ » از لحاظ لغوى غير از « سَرِىَ » است . « 1 » روشن است كه اهميت غزوه هم از لحاظ گستردگى و هم حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بيشتر بوده است . به هر روى سرايا عمدتاً به عنوان جنگ چريكى و حملات فرعى تلقى مىشده است . افزون بر چند سريهاى كه گذشت ، تا پيش از غزوهء بدر ، خود رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نيز در بعضى از اقدامات نظامى شركت كرد . چهار غزوه پيش از بدر براى حمله به كاروانهاى قريش صورت گرفته كه موفقيتى در بر نداشته است . نخست آنها « غزوة الابواء » است كه در منطقهاى به همين نام بوده و البته نام ديگر آن « غزوهء ودّان » است ؛ ودان محلى است در فاصلهاى نزديك همان منطقهء ابواء ؛ حاصل اين حمله كه به قول بلاذرى و واقدى در اولين صفر پس از هجرت بوده ، انعقاد پيمان « بنى ضمرة بن كنانه » بوده بر اين پايه كه ، به جنگ با يكديگر بر نخيزند و دشمنى را بر ضد محمد صلى الله عليه و آله و سلم حمايت نكنند . « 2 » حركت بعدى « غزوه بواط » - محلى در ناحيه كوه رضوى در نزديكى يَنْبُع - است كه در ربيع الاول يعنى يكسال پس از هجرت انجام شده ؛ « 3 » در اين غزوه نيز به تعبير سيره نويسان ، هدف كاروان قريش بوده اما « لم يلق كيداً » يعنى كه حاصل دربر نداشته و جنگى واقع نشده است . غزوه « ذات العُشيره » « 4 » در جمادى الاخرهء سال دوم به همين هدف صورت گرفت ؛ يعنى حمله به كاروانى كه از مكه عازم شام بوده و قريش همهء اموال خويش را در اين كاروان به كار گرفته بوده و البته جنگى رخ نداده است . بدين ترتيب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مصمم بوده تا
--> ( 1 ) . النهايه ، ج 2 ، ص 159 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 6 ، ص 12 ؛ در آنجااحتمالات ديگرى نيز داده شده و بااشاره به سخن ابن اثير بهترين معنا آن دانسته شده كه « تَسْرى فى خُفيهء » ( 2 ) . المغازى ، ج 1 ، صص 12 - 11 ؛ انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 287 ( 3 ) . توجه داريم كه هجرت در اين ماه بوده اما بعدها سال هجرى از محرم آغاز شده و همين سبب شد كه دوماه بر سال هجرى در قياس با مبدأ آن كه در ربيع الاول بود افزوده شود . ( 4 ) . منطقهاى در نزدكى ينبع .