الشيخ رسول جعفريان
462
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
باشد . ابن اسحاق مىگويد : اگر آن شعر از حمزه باشد ، البته اين عقيده درست است و ابن هشام افزوده : اهل علم نسبت اين شعر به حمزه را انكار مىكنند . « 1 » ما مىافزاييم : حتى اگر شعر از حمزه نباشد ، معلوم مىشود كسانى كه زبان حال حمزه را در اين شعر آوردهاند ، از همان آغاز عقيدهء درست را همين مطلب مىدانستهاند . عقيدهء عروة بن زبير ، موسى بن عقبه ، محمد بن سعد ، و بيهقى و شمارى ديگر نيز همين بوده است . « 2 » سخن ديگر دربارهء حضور انصار در كنار حمزه است . واقدى نخست در روايت خويش حضور آنان را ياد كرده اما در ادامه ، در يك نقادى ، تأكيد دارد كه تا پيش از بدر ، انصار در حملات شركت نداشتهاند . در نقل ابن اسحاق نيز آمده است كه : لَيَس فيهم من الانصار احد . « 3 » عدم حضور انصار مىتوانسته از آن روى باشد كه آنان فقط تعهد دفاع از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را داشتند . « 4 » و گرچه ، اگر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم امر مىفرمود حاضر مىشدند ، اما آن حضرت نمىخواست آنان را به كارى كه در قبالش تعهدى ندارند ، جز به خواسته خودشان ، فرمان دهد . شايد تأكيد بر اين مطلب در اينجا مناسب باشد كه بخشى از وظايف اجتماعى مردم و در برابر ، برخى از حقوق آنان بر پايه نوعى تعهد دو جانبه است كه حتى ميان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و مردم مؤمن مهاجر و انصار برقرار بوده است . در اصل ، بيعت نيز تا اندازهاى حكايت از اين تعهد دو جانبه دارد گرچه در وراى آن مؤمنان مىبايست فرمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را گردن نهند . بيعت بدان معنا كه آنان فرمان او را پيروى كنند و برابر آن از حقوق شهروندى برخوردار باشند . به هر روى انصار تعهد دفاع داشتند و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نمىخواست بر خلاف اين تعهد عمل كند . اشعارى كه ابن اسحاق به حمزه منسوب ساخته - و البته ابن هشام آورده است كه آن اشعار از حمزه نيست ؛ بلكه ( حداقل به عقيدهء ما ) زبان حال حمزه است و شايد از خود حمزه « 5 » - بر اين نكته پاى مىفشرد كه « عداوت ما با قريش تنها از روى امر به عفاف و عدل بوده است ؛ ما آنان را به اسلام فراخوانديم اما آنان به اسلام به تمسخر نگريستند . او خطاب به خاندان لؤى بن غالب مىگويد كه از گمراهيهاى خويش پيروى نكرده و به اسلام و راه و
--> ( 1 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 595 ( 2 ) . سبل الهدى والرشاد ، ج 6 ، ص 21 ( 3 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 595 ( 4 ) . واقدى ( ج 1 ، ص 11 ) مىگويد : لا نهم شرطوا له أن يمنعوه فى دارهم . ( 5 ) . و شاهد آن كه ابوجهل در اشعارى به وى پاسخ داده است و البته ابن هشام نسبت اين اشعار را به ابوجهل ، از قول اهل علم انكار مىكند . نظير همين اشعار كه گفته شده در سريه عبيده بن حارث بين ابوبكر از يك سوى و ابن زبعرى از سوى ديگر بوده مورد انكار ابن هشام قرار گرفته است .