الشيخ رسول جعفريان

452

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

اين كه پايه‌هاى اساسى وحدت در بين انسانها وجود داشت ، اختلاف به عنوان يك امر عارضى دائمى در بين انسانها رواج يافت و با گسترش اختلاف بين ابناى بشر ، آرامش و سكوتى كه لازمهء يك حركت انسانى به سمت خدا بود درهم ريخت و انسانها با توجه به زمينه‌هاى اختلاف در جهت تحميل سلطه خود بر ديگران برآمدند و از آن پس ، زد و خورد در بين آنها آغاز گرديد . با توجه به اين مسائل ، انسانها به دو گروه تقسيم شدند ، انسانهاى مفسد و انسانهاى مصلح . كسانى كه به اختلافات دامن زدند ، « مفسد » و كسانى كه درصدد رفع درست اختلافات برآمدند ، « مصلح » ناميده شدند . « 1 » در اين جهت ، از جمله مهمترين وظايف انبيا اصلاح بين مردم و حركت در جهت « رفع اختلاف » بود . آنچه در اينجا اهميت داشت حركت براى نفى اختلاف ، بر پايهء نشر فرهنگ توحيدى بود ، نه نفى اختلاف و ايجاد وحدتى كه خود بر پايهء تضاد و رقابت باشد . در قرآن آمده است « وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ » « 2 » و « ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ » « 3 » « وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ » « 4 » « فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ » « 5 » ، پس هدف مقدماتى انبيا ، همانا ايجاد زمينهء هدايت و حاكم كردن « سلم و آرامش » است ، بطورى كه نيروى انسانها وقف حركت در مسير خدا شود نه اين كه در زد و خورد با يكديگر عمر خويش را براى اهداف باطلى از بين ببرند . تعبير مهم ديگرى كه در همين جهت بطور مكرر در قرآن آمده ، « فساد و نفى فساد » است ، موضوعى كه نقطهء مقابل « سلم و آرامش » است ، از ديدگاه قرآن ، حاكميت « مفسد » ، هلاكت « حرث و نسل » را به دنبال خواهد داشت « 6 » و از همين ديدگاه حاكميت هواهاى نفسانى ، نه تنها هلاكت انسان را درپى خواهد داشت ، بلكه كل نظام هستى را دچار اختلال خواهد كرد . « 7 » در مقابلِ حكومت مفسد ، حكومت انبيا و مصلحين قرار دارد . كسانى كه وظيفهء آنها از بين بردن فساد و زمينه‌هاى آن و ارائه اصولى براى حركت صحيح و بى اختلاف به سمت سعادت است . با توجه به اين گفتار ، طبيعى به نظر مىرسد كه اصولىترين اصل در اسلام ، تحقق « سلم » باشد . اما چه نوع آرامشى ؟ طبعاً اگر بناست كه « رفع اختلافى » صورت گيرد ، بايد

--> ( 1 ) . نك : بقره ، 220 ؛ هود ، 117 ؛ شعراء ، 152 ؛ اعراف ، 142 ( 2 ) . بقره ، 213 ( 3 ) . نحل ، 64 ( 4 ) . شورى ، 10 ( 5 ) . نساء ، 59 ( 6 ) . بقره ، 204 ( 7 ) . حج ، 71