الشيخ رسول جعفريان
436
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
اختلافات مىبايستى از ميان مىرفت تا امكان تشكيل يك « دولت » فراهم شود . در برخى موارد ، اين اختلاف بايد از اساس محو مىگرديد . اين موارد عبارت بود از اختلافات موجود ميان قبايل مسلمان . در مواردى نيز مىبايست بر اساس مصالح سياسى و يا سياستهاى اصولى كه اسلام در ارتباط با اديان ديگر مطرح مىكرد ، حل و فصل مىشد . در اين قسمت در درجهء اول ، يهود ، پس از آنها مشركان مسلمان ناشدهء مدينه و پس از آنان مسيحيان نجران قرار داشتند . تشكيل چنين دولتى كه بتواند در محيطى با اين تشتت ، قدرت برتر خود را حفظ كند مشروط به ايجاد انسجام در ميان مردم بود . در آغاز مسلمانان و پس از آن ايجاد توافق با يهود . تا آن جا كه به اسلام و مسلمانان مربوط مىشد ، آموزههاى اسلامى مهمترين ركن اتحاد به شمار مىرفت . هر چند به لحاظ آنكه اسلام در آغاز راه بود ، نبايد چندان سختگيرى مىشد . مهمترين آموزه ، قوت بخشيدن به گرايش توحيدى در جامعه و به وجود آوردن يك عقيدهء مشترك به خداوند بود . البته توحيد ، تنها عبارت از پذيرفتن يك ذات واحد و حتى عبادت او نبود ، بلكه توحيدى مورد نظر بود كه خداوند را به عنوان حاكم و صاحب « ولايت » مطرح كرده و رسولى را نيز براى اعمال اين حكم و ولايت به ميان مردم بفرستد . بر اين اساس ، مسلمانان بايد مطيع خداوند و رسول او باشند . اين اطاعت مهمترين ثمرهء سياسى عقيدهء توحيد و اساسىترين اصل براى ايجاد « وحدت » به شمار مىرفت . حاصل چنين وحدتى شكل گيرى امّت « 1 » واحده بود و تشكيل امّت واحده براى تشكيل دولت و نظام امرى بس ضرورى . پيش از آن در عقد برادرى و قبل از آن در ساختن مسجد ، بر اين وحدت تأكيد شده بود . مسجد محلى متعلق به خدا و پس از آن متعلق به همه مؤمنان بود بدون آنكه هيچ امتياز قبيلهاى يا جز آن ، مطرح باشد . جنبهء اثباتى نگرش توحيدى ، تحكيم پيوند همه مؤمنان با خداوند و جنبهء منفى آن مربوط به كاستن از نفوذ معيارهاى قبيلهاى بود . اين معنى كه « حكم تنها اختصاص به خداوند » دارد ، در همان سورههاى مكى نيز مورد تأكيد قرار گرفته بود . « 2 » بعدها در آيات مدنى نيز در عبارتهاى مختلف گوشزد شد : « أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ
--> ( 1 ) . اين اصطلاح كاربردى در متون جاهلى - به جز يك مورد - نداشته است ؛ رك : W . Montgomery , Watt Islamic PoLiticaL Thought , p . 1 o . اما در قرآن مكرر مورد استفاده قرار گرفته است ، گاه به معناى « دين » ومواردى به معناى « جمعى كه بر يك دينند و به سوى يك نقطه در حركتند و يك قصد واحد دارند » به كار رفته است . نقطه ثقل اين لغت دراستعمال متعدد آن ، نفى تفرقه و وحدت در حركت و تصميم گيرى است . ( 2 ) . انعام ، 57 ؛ يوسف ، 40 ، 67