الشيخ رسول جعفريان

437

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ » . « 1 » « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا » . « 2 » « وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً » « 3 » . تعبير « أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ » « 4 » * و نظير آن « 5 » نيز مكرر در قرآن آمده است . در اين ميان ، آنچه كه اهميت فراوان داشت ، حل و فصل اختلافات نه در نزد رؤسا و متنفذان محلى بلكه ارجاع آنها به خدا و رسول بود . ايجاد چنين گرايشى در ميان قبايلى كه هيچ گاه دولتى راتجربه نكرده بودند ، امرى سخت بوده و نياز به فرصتى طولانى داشت . آگاهيم كه پس از گذشت ده سال از تشكيل دولت و آنگاه كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رحلت كرد ، هنوز بسيارى از قبايل نمىتوانستند تسلط مدينه را به عنوان يك دولت درك كنند و آن را بپذيرند ؛ هر چند اقدامات رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آن اندازه عميق و حتى مورد نياز جامعهء عربى در آن روزگار بود كه با وجود گسترهء اختلافات قبايلى ، دولت اسلامى پايدار بماند و بر قبايل مختلف غلبه يابد . با وجود اين آموزه‌ها ، و تنها با اعتماد بر آنها ، مىتوان به « قوام دولت » اميدوار بود ؛ دولت بايد دستورالعملهاى مشخصى رانيز معين مىساخت و بر اساس آنها جريان عملى جامعه راتحت كنترل در آورد . براى اين كار ، افزون بر قدرت ، قوانين مشخصى مورد نياز است كه بر پايه آن آموزه‌ها ، جريان عملى زندگى قبايل مسلمان شده راتنظيم كند . هم حكومت بداند چه مىكند و هم توده‌هاى مؤمن تكليف خود را بدانند . جامعه نياز به « فقه » دارد ؛ فقه به معناى « قانون » . در واقع ، جداى از آنچه واقع شد ، تحول از يك جامعهء قبيله‌اى به يك دولت ، به‌طور طبيعى نيازمند قانونى است كه مصالحى فراتر از ساختار قبيله‌اى را در نظر گيرد . قانون جديد بايد منطبق برخواست مردمانى باشد كه از قبايل مختلف فراهم آمده‌اند . طبعا افزون بر مسألهء « زندگى كردن » ، آرمانها و باورهاى دينى آنها و اعتقادشان به اهدافى مشخص ، در شكل دهى به اين قانون اهميت دارد .

--> ( 1 ) . مائده ، 50 : آيا حكم جاهليت را مىجويند ؟ براى آن مردمى كه اهل يقين هستند چه حكمى از حكم خدابهتر است . ( 2 ) . نساء ، 59 : اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد از خدا اطاعت كنيد و از رسول و اولى الامر خويش فرمان بريدو چون در امرى اختلاف كرديد اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد ، به خدا و پيامبر رجوع كنيد . در اين خير شماست و سرانجامى بهتر دارد . ( 3 ) . احزاب ، 36 : كه هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و پيامبرش در كارى حكمى كردند آنها رادركارشان اختيارى باشد ، هر كه از خدا و پيامبرش نافرمانى كند سخت در گمراهى افتاده است . ( 4 ) . انفال ، 20 ، 46 ( 5 ) . فتح ، 17 ؛ حجرات ، 15