الشيخ رسول جعفريان

420

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

مشكلات ، همان پيدايش جريان سقيفه است كه حاصل ترس همراه با رقابت انصار از مهاجران ، يا به عبارتى قريش سياسى بود . در زمان حاكميّت بنى اميه ، دشمنى قريش سياسى - كه خود را وارث مهاجران مىشمرد - با انصار رو به فزونى نهاد . « 1 » در قسمتهاى بعد گزارشى از ايجاد اخوت ميان آنان توسط رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و تلاشهاى منافقان را در ايجاد اختلاف سخن خواهيم گفت . 7 - استمرار وجوب هجرت تا فتح مكه مسألهء هجرت از مكه به مدينه ، جداى از آنكه يك تكليف سياسى تلقى مىشده ، مُهر وجوب شرعى را نيز بر خود داشت . گفته شده كه خداوند به رسول خود دستور داد تا هجرت كند و به او فرمود تا اين آيت را بخواند : « رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِيراً « 2 » بگو : اى پروردگار من ، مرا به راستى و نيكويى داخل كن و به راستى و نيكويى بيرون بر و مرا از جانب خود قدرت و يارى عطا كن . پيش از آن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم برخى اصحاب را به هجرت به مدينه مكلف ساخته بود و پس از هجرت آن حضرت ، و همزمان با شكل گيرى مركزى براى « امّت اسلامى » ، ديگر مسلمانان نيز دستور يافتند تا به مدينه درآيند . در اينكه چنين تكليفى وجود داشته ، شواهد فراوانى وجود دارد و نيز در اين باره كه عدم هجرت يك فرد ، مىتوانسته به معناى باقى ماندن وى بر كفر تلقى شود . در اين باره خداوند مىفرمايد : آنان [ كه به ظاهر ايمان آورده اما هجرت نمىكنند و طبعاً در كنار كفار هستند ] دوست دارند تا شما نيز همچون آنان به كفر در آييد و برابر با آنان شويد . پس شما از ميان آنان « اولياء » بر نگيريد ، مگر آنكه در راه خدا هجرت كنند ؛ اگر چنين نكردند [ همانند ساير كافران ] آنان را دريابيد و هر كجا يافتيد به قتل در آريد . « 3 » در سورهء انفال نيز آمده است : « آنان كه ايمان آوردند و هجرت كردند و جهاد با مال و جانشان در راه خدا كردند و آنان كه به آنان پناه داده و حمايتشان كردند ، برخى « اولياء » برخى ديگرند اما « وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى

--> ( 1 ) . نك : الموفقيات صص 227 - 228 - 376 - 594 ؛ الاغانى ج 16 صص 35 - 36 - 37 - 42 - 48 ( 2 ) . المستدرك على الصحيحين ، ج 3 ، ص 3 ؛ از قتاده نقل شده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دريافت كه بدون « سلطان » نمىتواند فرايض دينى و كتاب خدا را اقامه كند ، لذا درخواست « سلطنت » كرد . نك : دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 2 ، ص 517 ؛ به نظر چنين مىآيد كه تطبيق آن بر هجرت صرفاً يك تطبيق ذهنى باشد . نظير بسيارى از شأن نزولهاى ديگر كه به خاطر اندك شباهت بين آيد و واقعه نقل شده است . سورهء اسراء سوره‌اى مكى است . ( 3 ) . نساء ، 89