الشيخ رسول جعفريان
419
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
بَذَلْنا لَهُ الأمْوال مِن جُلِّ مالنا * و انفسنا عند الوعى والتآسيا « 1 » كعب بن مالك نيز در شعرى مىگويد : اللّه اكرمنا بنصر نبيّنا * و بنا أقام دَعائم الاسلام و بنا اعزَّ نَبيَّه و وليَّهُ * وَ أعزَّنا بِالنَّصرْ والأقدام « 2 » زمانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ميان عبد الرحمن بن عوف با سعد بن ربيع انصارى عقد مؤاخاة بست ، سعد به وى گفت : من ثروتمندترين مردم مدينه هستم ، تو بخشى از اموال من را براى خود بردار . « 3 » در نقل ديگرى آمده است ، كه پس از آمدن مهاجران به مدينه ، انصار براى بردن آنان به خانه هايشان به نزاع با يكديگر پرداخته و در نهايت با قرعه كشى ، آنها را ميان خود تقسيم كردند ، اين به دليل تمايل انصار در ميزبانى مهاجران بود . « 4 » به نوشته بلاذرى انصار هر مقدار كه زمين اضافى داشتند به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم هديه كردند و گفتند كه اگر مىخواهد مىتواند منازل آنان نيز بگيرد . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از اين زمينها و نيز زمينهايى كه صاحبى نداشت ، قطعههايى را به مهاجران واگذار كرد . وى مىافزايد انصار به شدّت مشتاق ميزبانى مهاجران بودند . « 5 » در چنين شرايطى اكثريت قريب به اتفاق مهاجران افراد فقيرى بودند ، چرا كه اگر ثروتى نيز داشتند نتوانسته بودند تا با خود به مدينه آورند . همّت انصار سبب شد تا مدينه بتواند اين مقدار مهاجرا را بپذيرد ، گرچه بعدها با كثرت مهاجران ، تعدادى از آنان در مسجد سكونت داده شدند . اين افراد با نام « اهل صُفّه » شناخته مىشوند . يكى از تبعات هجرت شكل گيرى دو مفهوم انصار و مهاجر « 6 » بود كه قرآن نيز مسلمانان مدينه را با همين دو عنوان خطاب مىكند . « 7 » اين پيوند نخستين ميان مهاجران و انصار كه حاصل يك تحول درونى در آنها بود براى سالها ادامه يافت . اما بعدها ، زمانى كه مكه فتح شد و بنى اميه به اجبار اسلام را پذيرفتند ، به اختلاف ميان اين دو گروه دامن زده و در برابر اتحاد نخست ، رقابت آنان مشكلات فراوانى را بوجود آورد . گفتنى است كه يكى از اين
--> ( 1 ) . دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 2 ، ص 514 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 2 ، ص 385 ؛ السيرة النبويه ، ذهبى ، ص 337 ؛ المعارف ، ص 61 ؛ ( در اشعارى كه نقل شده اختلاف است كه چند بيت آن از حسان است يا صرمة بن ابى انس انصارى ) ( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 267 ( 3 ) . طبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 126 ؛ بخارى ، ج 2 ، ص 310 - 309 ( 4 ) . السيرة الحلبيه ، ج 2 ، ص 64 ( 5 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 270 ؛ البلدان ، ج 6 ، ص 86 ( 6 ) . توبه ، 101 - 100 ( 7 ) . اصطلاح مهاجرين اولين ، به كسانى اطلاق شده كه قبل از تغيير قبله به مدينه آمدند . نك : ابن ابى شيبه ، ج 7 ، ص 346 ؛ تاريخ المدينه ، ج 2 ، صص 492 - 491