الشيخ رسول جعفريان

418

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

بسر مىبردند . « 1 » گفته شده محل فرود آمدن شتر ، زمينى متعلق به دو كودك يتيم بود كه از آن براى خشك كردن خرما استفاده مىشد . اين محل به زودى به عنوان مسجد مسلمانان مورد استفاده قرار گرفت . طبرى روايت درست را اين دانسته است كه آن زمين متعلق به بنى نجار بوده است . زمين مزبور كه در آن درختان نخل و نيز قبورى از مشركان بوده ، توسط آن حضرت خريدارى شد و پس از صاف كردن ، براى مسجد مورد استفاده قرار گرفته است . « 2 » استقبال انصار از مهاجران و جاى دادن آنان در خانه هايشان ، از سوى خداوند به عنوان « ايثار » شناخته شده است . در واقع ، انصار در اصل ، اسلام را نصرت دادند ، اما در مرحله‌اى پايين‌تر به يارى مهاجران شتافتند . مهاجرانى كه حتى اگر ثروتى داشتند آنها را بر جاى گذاشته و دست خالى به مدينه آمده بودند . خداوند دربارهء آنان مىفرمايد : وَ الَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الْإِيمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ ، إِلَيْهِمْ وَ لا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ، « 3 » و كسانى كه پيش از آمدن مهاجران در ديار خود بوده‌اند و ايمان آورده‌اند ، آنهايى را كه به سويشان مهاجرت كردند دوست مىدارند . و آنچه مهاجران را داده شود ، در دل احساس حسد نمىكنند و ديگران را بر خويش ترجيح مىدهند ، هر چند خود نيازمند باشند . و آنان كه از بخل خويش در امان مانده باشند رستگارانند » . دربارهء نزول اين آيه گفته شده است كه پس از آنكه غنائم بنى النضير در اختيار پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم قرار گرفت ، آن حضرت از انصار خواستند يكى از دو پيشنهاد را بپذيرند يا آنكه غنائم به مهاجران داده شود و از خانه‌هاى انصار درآيند و يا ميان همه مسلمانان قسمت شود و آنها در خانه‌هاى انصار بمانند . انصار پاسخ دادند كه هم غنائم به مهاجران داده شود و هم در خانه‌هاى ما بمانند و از اموال ما استفاده كنند . « 4 » شواهد فراوانى براى اين ايثار يافت مىشود . زيد بن ثابت دربارهء زندگى رسول خدا در خانه ابوايوب مىنويسد : شبى نبود كه سه تا چهار نفر براى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم طعام نياورند . « 5 » يك شاعر انصارى نيز اين با اشاره به عدم حمايت مكيان در طول سالها از وى مىگويد :

--> ( 1 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 2 ، ص 498 ( 2 ) . نك : تاريخ الطبرى ج 2 صص 396 - 397 ( 3 ) . حشر ، 9 ( 4 ) . تاريخ المدينة ج 2 ص 489 ؛ مجمع البيان ج 9 ص 258 ( 5 ) . طبقات الكبرى ج 1 ص 237 . ؛ وفاء الوفاء ج 1 ص 266