الشيخ رسول جعفريان

397

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

روابط اوس و خزرج و نيز يهوديان سخن گفتيم و دلايل و چگونگى دسته بنديهاى آنان را يادآور شديم . آنچه كه براى ساكنان مدينه اهميت داشت ، دستيابى به وحدت و مصالحه بود . در اين باره مقدماتى نيز فراهم 1 شده بود ، اما ظهور اسلام و مطرح شدن آن در مدينه ، راه را براى ايجاد صلحى واقعى و دائمى هموار كرد . اولين گروهى كه با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم برخورد كردند - گروه شش نفرى خزرجى - به رسول خدا گفتند : ما در حالى قوم خويش را ترك كرديم كه در عداوت و شرارت نسبت به يكديگر ، مانندگى به هيچ قومى ندارند و اميد مىرود كه خداوند به وسيله تو آنان را با يكديگر متحد سازد ؛ ما نزد آنان بازخواهيم گشت و همان را كه از دعوت تو به عنوان دين پذيرفته‌ايم بر آنان عرضه مىكنيم ؛ اگر خداوند آنان را بر تو مجتمع سازد ، عزيزتر از تو در ميان آنان نخواهد بود . « 1 » در نقلى ديگر ( ازعروه ) آمده است كه آنها با اشاره به وضع بحرانى و پراختلاف يثرب از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خواستند تا به آنان مهلت دهد آن سال را برگردند تا قدرى اوضاع ( پس از جنگ بُعاث ميان اوس و خزرج ) آرام گيرد ؛ در سال آينده در موسم حج او را ملاقات خواهند كرد . « 2 » روايتى از عايشه به صراحت نشان مىدهد كه اختلافات پيشين ، بويژه جنگ بعاث زمينهء مهم نشر دعوت اسلامى در مدينه بوده است . او مىگويد : روز بعاث ، روزى بود كه خداوند آن را درآمدى براى [ ظهور ] رسول خود قرار داد وقتى آن حضرت به مدينه آمد ، سران آنها متفرق ، كشته و مجروح شده بودند و اين درآمدى براى ورود آنان به اسلام بود . پس از اين هجرت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پيوند اوس و خزرج مستحكم گشت و على رغم وجود برخى از زمينه‌هاى اختلاف و توطئه برخى از منافقان ، تا زمانى كه آن حضرت حيات داشت هيچ گونه نزاع و اختلافى ميان آنان بوجود نيامد . د : يكى از مسائل خاصى كه طايفه بنى عبد الأشهل را يكپارچه به اسلام علاقمند و معتقد ساخت ، نقش سعد بن معاذ بود . وى كه سرآمد اين طايفه بود ، به وسيله مصعب و با شنيدن آيات قرآنى مسلمان شد . پس آن نزد افراد بنى الأشهل آمده و از آنان ، دربارهء عقيده و نظرشان نسبت به خود سؤال كرد . آنان پاسخ دادند كه او را به عنوان سرور خود و عاقلترين و بهترين خود مىشناسند . پس از آن سعد گفت ( اگر چنين است ) زن و مردتان حق سخن گفتن با من را نداريد مگر آن كه به خدا و رسول ايمان آوريد . به دنبال

--> ( 1 ) . دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 2 ، ص 434 ؛ تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 354 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 2 ، ص 429 ؛ نهاية الأرب ، ج 16 ، ص 311 ؛ جوامع السيرة النبويه ، ص 56 ؛ عيون الاثر ، ج 1 ، صص 205 و 206 ؛ وفاء الوفاء ، ج 1 ، ص 223 ( 2 ) . مجمع الزوائد ، ج 6 ، ص 40 ؛ مغازى رسول اللّه لعروة بن زبير ، ص 123 ؛ سبل الهدى و الرشاد ، ج 3 ، ص 267