الشيخ رسول جعفريان

362

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

هست كه در اصل « سنين » بوده و تصحيفى در آن صورت گرفته است « 1 » . نظام قبيله‌اى در اصل بر پايهء نسب و خويشى بود . قريش و بويژه برخى تيره‌ها ، با وجود همهء دشمنىشان با اسلام ، به لحاظ مسايل قبيله‌اى نمىتوانستند در آن شرايط نسبت به بنى عبد المطلب كاملًا بى تفاوت بمانند . اكنون پس از گذشت سه سال كسانى احساس ناراحتى كرده و وجدانشان آنان را آزار مىداد . سيره نويسان نام چند نفر را ياد كرده‌اند كه تصميم گرفتند بنى عبد المطلب را از اين وضعيت ناراحت كننده خلاص كنند . سير واقعه نيز نشان داده بود كه اين اقدام مشركان نقشى در وادار كردن ابوطالب به تسليم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نداشته و او و ديگر بنى هاشم با تمام وجود از آن حضرت دفاع مىكنند . اين بدان معنا بود كه اين سياست شكست خورده و تنها يك سرزنش اخلاقى براى قريش برجاى گذاشته است ، آن هم قريشى كه ادعاى سرورى وسيادت و سخاوت نسبت به همه عربها دارد . « 2 » همزمان با اين احساس ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ابوطالب را از خورده شدن پيمان مشركين كه گفته شده در داخل كعبه آويزان بوده ، آگاه كرد . اين يكى از معجزات آشكار رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بود . ابوطالب اطمينان كامل به سخن آن حضرت داشت ، [ لذا وقتى از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيد گفت : اشهدأنك لاتقول الاحقاً ] « 3 » مشركان را خبر كرده و آنان پيمان را درآوردند . وقتى مشاهده كردند كه به جز عنوان « باسمك اللهم » پيمان توسط موريانه خورده شده شگفت زده شده و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را متهم به سحر كردند . « 4 » مجموع اين مسايل سبب شد تا آن تعهد از بين برود . گفته‌اند كه مخالفان اين عهد از قريش به‌طور مسلح قصد دفاع از بنى هاشم را داشتند . « 5 » بدين ترتيب ادامهء اين ماجرا ميان خود مشركان نيز اختلاف افكنده و لذا كسانى چون ابوجهل نيز مجبور به سكوت شدند . « 6 » در خبر ابن اسحاق آمده است كه ابوجهل ابتداء در برابر مخالفان ايستاد . زهيربن ابى اميه در

--> ( 1 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 210 ؛ و السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 353 ؛ قاضى عبد الجبار مدت ماندن در شعب را چهارسال دانسته است ، نك : تثبيت دلائل النبوه ، ص 362 ( 2 ) . در خبر ابن اسحاق ( السيرة النبويه ، ج 1 ، ص 377 ؛ سبل الهدى ، ج 2 ، ص 544 ) آمده كه مخالفان صحيفه خطاب به مردم مكه گفتند : آيا ما غذا بخوريم ، لباس بپوشيم اما بنى هاشم در معرض هلاكت بوده هيچ چيز به آنها فروخته نشده و از ايشان چيزى خريدارى نشود ؛ به خدا ما تا وقتى كه اين صحيفه ستمگرانه پاره نشود ساكت نخواهيم شد . ( 3 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 234 ( 4 ) . دلائل النبوة ، ج 2 ، ص 313 ( 5 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 210 ( 6 ) . زمانى كه ابوجهل ، حكيم بن حزام را ديد كه غذا به داخل شعب مىرود جلوى او را گرفت . ابوالبخترى از او دفاع كرد و گفت براى عمه‌اش [ خديجه ] مىبرد . ابوجهل و او درگير شدند و ضربتى بر سر ابوجهل خورد آنها صداى ماجرا را بلند نكردند مبادا مسلمانان خشنود شوند . نك : سبل الهدى والرشاد ، ج 2 ، ص 504