الشيخ رسول جعفريان

358

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

شِعب ابوطالب شهر مكه ، شهرى است با كوههاى فراوان و فراگير كه در لابلاى آنها دامنه‌ها و واديهاى كوچكى است كه عرب به آن شعب مىگويد . مكه مملو از شعب است و از قديم ، اين ضرب المثل مشهور بوده كه : « أهل مكة اعلم بشعابها ، اهل مكه به شعب‌هاى خود آگاه‌تر از ديگرانند » . ساكنان مكه كه عبارت از طوايف مختلف بودند ، هر كدام در يكى از اين شعب‌ها سكونت داشتند . « 1 » به همين مناسبت هر شعبى را به نام آن طايفه مىشناختند . آنچه كه به نام ابى طالب معرفى شده در آغاز به عنوان شعب ابى يوسف معروف بوده و گويا در عصر بعثت ، شعب ابى طالب نام گرفته است ، بعدها شعب بنى هاشم ناميده شده و در حال حاضر با نام « شعب على عليه السلام » شهرت دارد . اين شعب در شرق كعبهء معظمه ، در ميان كوه ابوقُبَيسْ و شعب ابن عامر قرار دارد « 2 » و فاصله تقريبى آن با كعبه بين دويست تا سيصد متر است . مورخان پس از واقعهء هجرت به حبشه ، از شعب ابى طالب و حصار بنى هاشم در آن سخن مىگويند . ازميان مورخان ، ابن سعد تاريخ دقيقى را براى آغاز اين محاصره - كه معناى آن را در ادامه توضيح خواهيم داد - ياد كرده و آن نخستين روز ماه محرم سال هفتم بعثت است . « 3 » چند روايت از اين حكايت در دست است كه به احتمال يكى از كاملترين آنها روايت موسى بن عُقْبه از زُهرى از قطان است ؛ ابن اسحاق نيز شرحى از اين رخداد آورده و ابن سعد مجموع چند گزارش را در هم آميخته و ماحصل ماجرا را به اختصار آورده است . نخستين مسأله دليل اقدام قريش در قطع روابط با بنى هاشم است ؛ قطان مىگويد : زمانى كه قريش دريافتند تلاشهاى آنان درمحدود كردن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ناموفق بوده ، درصدد كشتن آن حضرت برآمدند . اقدام به اين كار تنها وقتى ميسر بود كه بنى هاشم و در رأس آنان ، ابوطالب راضى به آن باشد . زيرا در صورت نارضايتى آنان ، قريش گرفتار يك جنگ داخلى نامحدود مىشد . بدين جهت ، از ابوطالب خواستند تا ديه قتل پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را دو برابر از آنان دريافت كرده و فردى غير قريشى او را به قتل برساند « 4 » [ تا مشكلى در داخل قريش به

--> ( 1 ) . نك : اخبار مكه ج 1 و 2 فهرست امكنه ، ذيل عنوان « شعب » ( 2 ) . معجم المعالم الجغرافيه فى السيرة النبويه ، ص 168 ؛ همانگونه كه در متن اشاره شده شعب على ، به نام امام على عليه السلام مىباشد ، نك : اخبارمكه ، ج 2 ، ص 278 ( 3 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 209 ( 4 ) . الدر فى اختصارالمغازى والسير ، ص 27