الشيخ رسول جعفريان
349
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
آنجا مىرفتهاند . « 1 » طبيعى است كه حبشه سرزمينى آشنا بوده و در مقايسه با بلاد ديگر و حاكمان آنها ، از موقعيت ممتازى برخوردار بوده است . در عمل نيز اين مسأله به اثبات رسيد ، زيرا نجاشى حاضر نشد تا مهاجران را به شهرشان بازگرداند . سرزمين حبشه ( كشور اتيوپى فعلى ) در آن سوى ساحل درياى احمر و در برابر يمن قرار داشت . اين راه با كشتىهاى تجارتى طى مىشد كه مسلمانان نيز با استفاده از آنها ، به حبشه وارد شدند . كلمهء حبش برگرفته از نام امّتى است كه سرزمينشان را به نام آنان ناميدهاند . فتوحات مسلمانان در افريقا تا اين حدود ادامه نيافت و على رغم نفوذ همه جانبه اسلام در اطراف آن مركزيت اين كشور شديداً بر مرام مسحيت اصرار دارند . « 2 » سمعانى منسوبين به اين ديار را حبشى مىداند و آن را در رديف طوايفى ديگر چون زنج [ زنگيان ] ، نوبه و . . . ياد مىكند . وى بلال را نيز از همين طايفه مىداند . « 3 » مىدانيم كه حبشىها چندى بر يمن نيز تسلط داشتند و طبعاً بايد كسانى از آنان در اين ديار باقى مانده باشند . به هر روى حبشه براى مسلمانان و قريشيان شناخته شده بوده است . آنچه براى مسلمانان اهميت داشت اين بود كه آنان را از آن ديار باز نگردانند . چنين امتيازى در شام يا طايف يا نقاط ديگرى كه ممكن بود به درخواست قريش پاسخ مثبت دهند ، مطرح نبود . مسلمانان در حبشه در آرامش كامل زندگى كرده و در هيچ يك از گزارشهاى تاريخى ، اشارهاى درباب ايذاء و آزارِ حتى يك نفر آنان به دست نيامده است . بالعكس از حمايت كامل نجاشى در اخبار روايان اخبار هجرت به حبشه و به ويژه كسانى كه خود درگير ماجرا بودهاند سخن گفته شده است ، به يقين مسلمانان در پناه نجاشى زندگى آرامى داشتهاند « 4 » دربارهء كسب و كار آنان در آن ديار تنها از يك نقل آگاهى داريم كه عبد الله بن مسعود و جمعى ديگر در بازار به كار كسب اشتغال داشتهاند : [ و كان لها سوق يبعيون و يشترون ] « 5 » 4 - اقدام قريش و شكست آن قريش كه در برابر اين اقدام در مانده شده ، و به احتمال قوى در برابر حبشيان احساس
--> ( 1 ) . المنتطم ، ج 1 ، ص 374 ( 2 ) . نك : معجم معالم الجغرافية فى السيرة النبويه ، ص 91 ( 3 ) . الانساب ، ج 2 ، ص 167 ( 4 ) . دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 2 ، ص 301 [ فنزلنا خيردارٍ والى هير جارٍ آمنا على ديننا و لم نخش منه ظلماً ] ونك : السيره النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 334 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 2 ، ص 517 ( 5 ) . دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 2 ، صص 298 - 298