الشيخ رسول جعفريان

342

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

گرفت . اين اصطلاحى بود كه از آيه بيست و هشتم سورهء آل عمران گرفته شده است : « إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً » . اين تنها عمار نبود كه چنين برخورد كرد بلكه جمعى از مسلمانان چنين مىكردند . ابن جوزى تصريح مىكند كه جز عده‌اى كه به حبشه رفتند ديگران ايمان خويش را پنهان كرند . « 1 » مصعب بن عمير نيز پس از آنكه مسلمان شد ، اسلام خود را از ديد والدين وقوم خود پنهان مىكرد زمانى كه كسى خبر مسلمان شدن او را به خانواده‌اش داد ، او را زندانى كردند تا آن كه به حبشه هجرت كرد . « 2 » خالدبن سعيد نيز گرفتار شكنجه بود تا به حبشه هجرت كرد . « 3 » از ديگر كسانى كه اسلام خود را در مكه كتمان كردند سهيل بن بيضاء « 4 » و نعيم بن عبد الله بن اسيد بودند . « 5 » عبدلله بن سهيل بن عمرو از مهاجران به حبشه بود كه پس از هجرت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به مدينه به مكه آمد تا به مدينه برود ؛ پدرش او را محبوس كرد . او نيز در ظاهر ، اظهار ارتداد كرده و حتى بر مسلمانان تندى مىكرد تا آن كه در غزوهء بدر همراه آنان رفت ، وقتى دو طرف در برابر يكديگر صف كشيدند ، قبل از درگيرى به مسلمانان پيوست و پدرش از اين اقدام او به شدت خشمگين شد . « 6 » سهل بن بيضا ( برادر سهيل پيشگفته ) نيز كه به زور همراه سپاه مشركان در نبرد بدر حاضر شده بود به اسارت در آمد . عبد الله بن مسعود شهادت داد كه در مكه او را ديده كه نماز مىخوانده است ، بدين ترتيب او را از پرداخت فديه مستثنى داشتند . « 7 » حبس كردن مسلمانان يكى از شيوه‌هاى رايج مشركان در برخورد با مسلمانان بود . البته در مكه حكومتى وجود نداشت تا زندان عمومى داشته باشد ، لذا افراد توسط پدر يا اقوام خود در محلى در خانهء خود زندانى مىشدند . مىدانيم كه ابوجندل فرزند ديگر سهيل بن عمرو كه زندانى پدر بود درگير و دار امضاى پيمان حديبيه ( سال ششم هجرى ) خود را از بند رها كرده نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آمد اما چون قرارداد حديبيه امضا شده بود ، بازگردانده شد . « 8 » خاصيت حبس از نظر مشركان اين بود كه فرد مسلمان شدهء طايفه در عين مصون ماندن از قتل نمىتوانست نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم برود . مسلمانانى كه از حبشه باز گشتند نوعاً گرفتار حبس مىشدند « 9 » . همانگونه كه گذشت عده‌اى در طى اين آزارها از دين جديد باز

--> ( 1 ) . المنتظم ، ج 2 ، ص 374 ( 2 ) . طبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 116 ( 3 ) . طبقات الكبرى ، ج 4 ، ص 95 ( 4 ) . همان ، ج 4 ، ص 213 ( 5 ) . همان ، ج 4 ، ص 138 ( 6 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، صص 220 - 219 ( 7 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 225 ( 8 ) . نك : انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 220 ( 9 ) . نك : انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 215 ؛ دو نمونه در آنجا ياد شده است . يكى از آنان هشام برادر عمرو بن عاص بود كه حتى بعد از مرگ پدرش نيز مدتى زندانى بود ، او توانست بعد از غزوهء خندق به پيامبر ملحق شود . بلاذرى در ص 197 از هشام به عنوان يكى از اشراف مسلمان شده كه سپس مرتد شد ياد كرده است .