الشيخ رسول جعفريان
343
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
گشتند و به تعبير قرآن گرفتار فتنه شدند . كلبى نام تعدادى از اشراف مكه را ياد مىكند كه مسلمان شدند و سپس مرتد گشتند ؛ سلمة بن هشام ، وليدبن وليد بن مغيره ، در شمار آنان بودند « 1 » . ابن عباس تعذيب موجود را در حدى مىدانست كه لاجرم براى برخى ، ارتداد چاره ناپذير بود « 2 » . عياش بن ابى ربيعه نيز در شمار كسانى كه گرفتار فتنه شده و از دين باز گشته ياد شده است « 3 » . مقريزى تعداد كسانى را كه از اسلام باز گشتند پنج نفر مىداند : ابوقيس بن مغيره ، ابوقيس بن فاكه بن مغيره ، عاص بن مُنَبَّه ، حارث بن زمعه وليدبن مغيره « 4 » . از مجموع آنچه در آن سالها رخ داده به دست مىآيد كه مقاومت مسلمانان در حدى بوده كه بقاى اسلام را در مكه تضمين كرده است . از نمونه فشارهاى مشركان يكى آن بود كه عاص بن وائل حاضر نشد بدهى خود را بدهد مگر آنكه طلبكار از دين اسلام باز گردد ، اما آن شخص نپذيرفت « 5 » . به نوشته مورخان آيهاى نيز در وصف مؤمنان پايدار نازل شده است : « كسانى كه پس از آن كه برايشان ظلم شد مهاجرت كردند ( بايد مقصود حبشه است زيرا سورهء نحل مكى است ) در اين جهان جايگاه نيكويى مىدهيم و اگر بدانند اجر آخرت بزرگتر است ؛ آنان كه صبر پيشه كردند و بر پرودگارشان توكل كردند » . « 6 » به نوشته طبرسى آيهء مذكور دربارهء بلال و خَبّاب و صُهَيب و عمار بود و بعدها نيز وقتى عمر عطاى ابن مهاجران را مىداد مىگفت : بگيريد ابن همان و عدهاى است كه خداوند در دنيا به شما داده است . « 7 » جدى بودن تهديد مشركان سبب شد تا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم براى نجات جان و ايمان مؤمنان انديشهء ديگرى بكند كه همان هجرت به حبشه بود . هجرت به حبشه دربارهء هجرت گروهى از مسلمانان به حبشه مسايل چندى قابل طرح است ؛ پيش از هر مطلبى اين نكته را بايد دانست كه مورخان همگى از اين حركت به عنوان « هجرت » ياد
--> ( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 197 ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 197 ( 3 ) . مجمع البيان ، ج 7 ، ص 272 به نقل از كلبى ؛ نك : انساب ، ج 1 ، ص 220 ؛ گفته شده آيهء دهم سورهء عنكبوت دربارهء او نازل شده است . ( 4 ) . امتاع الاسماع ، ج 1 ص 20 ؛ مصحح در پاورقى مىگويد : صحيح آن در ابن هشام آمده كه على بن امية بن خلف است . ( 5 ) . دلائل النبوه ، ج 2 ، ص 281 - 280 ؛ بخارى ، ج 3 ، ص 158 - 157 ( 6 ) . نحل ، 42 - 41 . ونك : انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 159 - 158 ؛ اين ترديد وجود دارد كه بخشى از سوره مكى و بخشى از آن مدنى باشد . ( 7 ) . مجمع البيان ، ج 5 ، ص 361