الشيخ رسول جعفريان
341
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
بنى مخزوم مورد آزار و شكنجه بودند . آنها اين خانواده را زير آفتاب سوزان روى زمين شكنجه مىكردند . مادر عمار كه بر سر اسلام پايدارى كرد به شهادت رسيد « 1 » و اولين شهيد اسلام نام گرفت . « 2 » كسانى از بنى مخزوم از هشام بن وليد مىخواستند تااجازه دهد برادرش وليدبن وليد را تحت فشار بگذارند زيرا احتمال مىدادند اسلام در بنى مخزوم توسعه يابد . او اجازه چنين اقدامى را داد ، اما گفت : تنها او را شكنجه كنيد اما مراقب باشيد كه جانش را نگيريد زيرا در آن صورت او شريفترين شما را به انتقام خواهم كشت ، و البته آنان از ترس آنكه مبادا او در ضمن آزار و تعذيب كشته شود ، او را رها كرده رفتند « 3 » . اين نشان مىدهد كه نظام قبايلى همزمان در شكنجه و حفظ جان افراد مسلمان شده خود احساس مسئوليت مىكرده است . سيره نويسان تصريح كردهاند كه شكنجه و تعذيب تنها براى كسانى بود كه پشتوانهء طايفهاى نداشتند [ عُذّب قومٌ لا عشائرَ لهم و لامانع ] « 4 » مىدانيم كه تعداد زيادى از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را همين افراد تشكيل مىدادند . ابوسفيان مىگفت : بيشتر طرفداران محمد صلى الله عليه و آله و سلم را زنان و افراد ضعيف تشكيل مىدهند . « 5 » طبيعى بود كه كسان زيادى از اصحاب كه از اين قشر بودند ، گرفتار فشار اشراف بودند . آثار شكنجه مشركان آن خيان بود كه تا سالها بعد آثار آن بر پشت عماربن ياسر باقى مانده بود . « 6 » او پس از شهادت مادرش و تحمل آزار فراوان ، به ظاهر دست از عقيدهء توحيدى خود برداشت . بنا به نقل سيره نويسان و محدثان آيهء يكصد و شش سورهء نحل در پاسخ سؤال او از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دربارهء درستى يا نادرستى اين برخورد او نازل گرديد : « 7 » « كسى كه پس از ايمان به خدا كافر مىشود ، نه آن كه او را به زور واداشتهاند تا اظهار كفر كند و حال آنكه دلش به ايمان خويش مطمئن است ، بلكه آنان كه درِ دل را به روى كفر مىگشايند ، مورد خشم خدايند و عذابى بزرگ بر ايشان مهياست . » « 8 » برخورد عمار بعدها « تقيه » نام
--> ( 1 ) . نك : السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 320 ( 2 ) . الاشراف ، ج 1 ، ص 158 ؛ السيرة النبويه ، ذهبى ، ص 218 ؛ دلائل النبوه ، ج 2 ، ص 282 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 2 ، ص 481 ( 3 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 321 ؛ السيرة النبويه ، ذهبى ، ص 219 ( 4 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 197 ؛ و نك : شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 13 ، ص 255 ( 5 ) . المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 7 ، ص 347 ( 6 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 158 ؛ همينطور خباب بن ارَت ، نك : انساب ، ج 1 ، ص 177 ؛ سبل الهدى و ارشاد ، ج 2 ، ص 481 ( 7 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 160 - 159 ؛ همو مىگويد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به عمار فرمود تا چنين برخوردى با مشركان بكند تا از دست آنان رهايى يابد . ( 8 ) . نحل ، 106