الشيخ رسول جعفريان

338

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم گفت : من به دين شما در نمىآيم تا ببينم قومم چه مىكنند ؛ اگر ايمان آوردند من نيز ايمان مىآوردم و در غير اين صورت من هم يكى از ايشانم . « 1 » 9 - سركشى در برابر حق : توجيهات فكرى و حتى اجتماعى ، سرپوشى است بر اغراض باطنى و درونى و دنيا گرايانه . انسان براى فرار از توحيد ، سر آن دارد تا خود را از بندگى خدا برهاند و براى خود و حتى بر ديگران خدايى كند . بندگى خداوند تبعات فراوانى از لحاظ روحى و نيز زندگى دنيوى بشر به همراه دارد . از ديد قرآن مشركين در پى آن بودند تا ولايت خدا را نپذيرفته و سلطهء طاغوت را بجاى آن بگذارند . اين اقدام ناشى از خواستهاى فزون طلبانه و برترى جويانه آنان بوده و هيچ گونه زمينهء معقول و انديشمندانه نداشت . مشركان معجزهء موسى عليه السلام را انكار مىكردند در حالى كه در درون خويش بدان باور داشتند : « با آنكه در دل به آن يقين آورده بودند ، ولى از روى ستم و برترى جويى انكارش مىكردند . « 2 » » تأكيد قرآن در روشن كردن عامل اصلى عدم ايمان مشركان مكه ، همين برترى جويى آنهاست . آنان در برابر توحيد ، مدعى خدايى و استكبارند : « إِنَّهُمْ كانُوا إِذا قِيلَ لَهُمْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ ، چون به آنان گفته مىشد كه جز خداى يكتا ، خدايى نيست استكبار ورزيدند . و مىگفتند : آيا به خاطر شاعر ديوانه‌اى خدايانمان را ترك كنيم ؟ « 3 » » . بدين ترتيب دعوت توحيدى اسلام براى مشركين قابل تحمل نبود : « تحمل آنچه بدان دعوت مىكنيد بر مشركان دشوار است . « 4 » » اين همان استكبار است : « واى بر هر دروغپرداز گناهكارى ؛ آيات خدا را كه بر او خوانده مىشود ، مىشنود ؛ آنگاه به گردن كشى پاى مىفشرد ، چنان كه گويى هيچ نشنيده است . پس به عذابى درد آورش عذاب ده . چون چيزى از آيات ما فراگيرد به مسخره‌اش مىگيرد . اينان در خور عذابى خوار كننده‌اند « 5 » . » خصلت دنياگرايى نيز از لوازم برترى طلبى و فزون خواهى است . اسلام مشركين را به دليل تعلق خاطر شديدشان به دنيا مورد نكوهش قرار داده و سرزنش مىكرد . در آيات قرآنى زندگى دنيوى نمىتوانست تكيه گاه اساسى باشد و نمىبايست جز براى آخرت و به نفع آن مورد بهره بردارى قرار گيرد در غير اين صورت زندگى « لغو » و بيهوده بود . اين برخورد قرآن ، براى مشركين دشوار بود ؛ آن زمان كه مشركين آيات قيامت را مىشنيدند ، از قرآن ابراز تنفر مىكردند : « چون خدا را به يكتايى ياد كنند دلهاى آن كسان كه به قيامت ايمان

--> ( 1 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 406 ( 2 ) . نمل ، 14 ( 3 ) . صافات ، 36 - 35 ( 4 ) . شورى ، 13 ( 5 ) . جاثيه ، 9 ، 8 ، 7