الشيخ رسول جعفريان

318

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

تشريح وضعيّت اجتماعى و اخلاقى جامعهء خود و بيان اهميت رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در آن زمان ، چنين گفت : « پادشاها ! ما مردمى جاهل بوديم ، بت مىپرستيديم ، ميته مىخودريم ، مرتكب فواحش شده وصلهء رحم نمىكرديم ، حق همسايگى را فراموش كرده و اقوياى ما ضعفا را مىخوردند ؛ ما براين روال زندگى مىكرديم كه خداوند از ميان ما رسولى را برگزيد ، رسولى كه ما اصل و نسب و صداقت و پاكى او را مىشناختيم ، ما را دعوت به پرستش حق نمود و از پرستش سنگ و چوب و جز آن ، بازداشت . او ما را به راستگويى در گفتار ، اداى امانت ، صلهء رحم ، حسن همجوارى ، و خوددارى از خونريزى و فواحش دعوت كرد » . « 1 » از سخنان وى چنين به دست مىآيد كه آن مردم خود از نبودن قوانين و ضوابطى كه زندگى آنها را از هرج و مرج برهاند نگران و در رنج بوده‌اند ، و چون با مكتب اسلام و اصول انسانى آن مواجه شدند ، خود را نيازمند به آن يافتند . اسلام براى آنان يك نعمت واقعى بوده است . مركزيت مكه رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در شهر مكّه آغاز شد ؛ شهر مكّه ، براى ابلاغ و گسترش اسلام از زمينه‌اى برخوردار بود كه مناطق ديگر جهان از آن بىبهره يا كم بهره بودند . ويژگيهاى اين منطقه از جهات مختلفى مىتوانست در تكامل و رشد اسلام در ميان مردم مؤثر باشد . نخستين مسأله ، تقدس كعبه نزد اعراب بود . كعبه‌اى كه حضرت ابراهيم عليه السلام بنا كرد ، از قرنها قبل از بعثت ، به عنوان خانه و معبدى محترم مورد توجه همگان قرار داشته و تقدّس خاصى به مكّه مىبخشيد ، اين تقدّس تا جايى بود كه در پناه و پرتو كعبه ، مكّه شهر امن و امان تلقّى مىشد . از كتب تاريخى به دست مىآيد كه كعبه نزد اكثر ملل جهان از قديم الايّام مورد احترام بوده است ؛ ايرانيان صابئى مذهب و آشوريان ، كعبه را يكى از خانه‌هاى هفتگانه و معظم جهان مىپنداشتند و چون كعبه بسيار قديمى بود برخى آن را خانهء « زُحَل » مىدانستند . ايرانيان معتقد بودند روح « هرمز » در كعبه حلول كرده و گاه برخى به زيارت آن مىآمدند . يهوديان براى كعبه احترام قائل بودند و خداى را در آنجا براساس دين ابراهيم عبادت مىكردند . در كعبه تصوير ابراهيم و اسماعيل عليهما السلام وجود داشت در حالى كه در دست آنها تيرهايى ( ازلام ) ديده مىشد ، همچنين تصوير مريم و حضرت مسيح عليهما السلام در آنجا بوده

--> ( 1 ) . السيرة النبويه ، ابن كثير ، ج 2 ، ص 19