الشيخ رسول جعفريان

315

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

دادن بينشى فراگير به انسانهاى جديد از دست داده بود ، ولى به هر روى ، در اصل تفكّرى فطرى و از ناحيهء خداوند بود ؛ همچنين معتقدات ايرانيان ، هر چند به مراتب ضعيفتر از مسيحيت بود ، تا حدودى همين وضع را داشت . بدين ترتيب اسلام در جزيرة العرب با تفكرى مستدل مواجه نبود بلكه تنها با تقليد و عادت روبرو بوده و مىبايست اين سد را از ميان برمىداشت . با فرو ريختن پايه‌هاى آن سد ، ديگر هيچ پناهى براى معتقدات جاهلى وجود نداشت ؛ اصولًا بت پرستى ، گرايشى بىپايه و غيرقابل استدلال بود و اين كار مبارزهء با آن را آسانتر مىكرد . مبارزهء فكرى قرآن با اعتقادات مزبور ، بطور عمده در همين « بى اعتبار كردن » بتها در چشم « بت پرستان » است ، قرآن بر آن است تا نشان دهد بتها نه تنها سزاوار آن نيستند كه خداى مردم باشند بلكه از انجام هرگونه اقدامى عاجز و به تمام معنا بىخاصيت‌اند . خداوند مىفرمايد : « سواى او خدايانى ديگر گرفتند كه هيچ چيز نمىآفرينند و خود مخلوقند . نه مالك زيان خود هستند و نه سود خود و مالك مرگ و زندگى رستاخيز نيستند . » « 1 » در آيات ديگرى ازمشركان خواسته مىشود تا سهم بتها را در بناى عالم نشان دهند و اگر كتاب مقدس و فرهنگ شناخته شده‌اى دارند عرضه كنند : « بگو : از آنهايى كه جز الله را به خدايى مىخوانيد خبر دهيد . به من نشان دهيد كه از اين زمين چه چيز آفريده‌اند ؟ يا در خلقت آسمانها شركت داشته‌اند ؟ اگر راست مىگوييد ، براى من كتابى كه پيش از اين قرآن آمده باشد يا اگر دانشى از پيشنيان مانده است بياوريد ؛ و كيست گمراهتر از آن كه به جز اللّه چيزى را به خدايى مىخواند كه تا روز قيامت به او جواب نمىدهد ، كه بتان از دعاى بت پرستان بىخبرند . » « 2 » مبارزهء قرآن با بت پرستى ، در آيات ديگر ؛ از جمله اين است كه : مشركان چه دليلى بر اعتقاد خود بر خدايى بتان دارند ؟ و ديگر آن كه چگونه قابل تصور است كه بتها نفع و ضررى به دنبال داشته باشند . قرآن بر عدم نفع و ضرر بتان تأكيد دارد « 3 » خداوند در مواردى نيز اعتقادات سست و سبك جاهلى را بيان مىكند و تعجب خويش را از آنها ابراز مىدارد . يكى از اين عقايد آن است كه اعراب ، خود از داشتن دختر ناراحت و نگران بودند اما خداوند را دختردار تصور مىكردند : « آيا شما را پسر باشد و او را دختر ، اين تقسيمى خلاف عدالت است » « 4 » ! و در جاى ديگر نيز همين عقيده را به استهزاء مىگيرد : « آيا

--> ( 1 ) . فرقان ، 3 ( 2 ) . احقاف ، 5 - 3 ( 3 ) . طه ، 89 ؛ مائده ، 76 ؛ حج ، 13 ( 4 ) . نجم ، 22 - 21