الشيخ رسول جعفريان

314

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

آنان حضور داشت ، و بعدها همين تعصّب تا حدودى در خدمت اسلام قرار گرفت چه ، اصل مزبور در خدمت اعتقاد جديد قرار گرفت . « رقابت » در ميان قبايل نيز كم و بيش ، هم در زمان پيامبر و هم بعد از آن ، در جهاتى سبب رشد بود ؛ همچشمى « اوس » و « خزرج » در مدينه سبب مىشد كه هر زمان يكى از آن دو ، مأموريتى نظامى انجام دهد و ديگرى خواستار انجام مأموريتى نظير آن مىشد . سه نكتهء اخير تأثير محدودى در رشد اسلام داشته و در مواردى نيز مانع رشد اسلام شده است . بعدها تعصب جاهلى و قبيله‌اى مجدّداً زنده گرديد و دشواريهاى متعددى را براى اسلام بوجود آورد . مشكلات مربوط به مسألهء رهبرى پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، تا اندازه‌اى ريشه در اخلاقيات سياسى عرب جاهلى و تعصبات واهى قبيله‌اى داشت . خلاء فكرى و اعتقادى مىتوان گفت كه محيط حجاز ، از چند خلاء فكرى و فرهنگى رنج مىبرده است ؛ يكى از آنها « خلاء اعتقادى » است ، نگاهى به وضعيت فكرى محيطى كه اسلام در آن متولد گرديد ، نشان مىهد كه در ساختار معتقدات عرب جاهلى ، نوعى بلكه انواعى از ضعف وجود داشت ، اين ضعف ناشى از استدلالى نبودن آن معتقدات و منطقى نبودن آنها ، حتى در پايين‌ترين مراحل انديشه بود ؛ وضعيت فرهنگى جزيرة العرب چنين اقتضا مىكرد كه عرب جاهلى نتواند عقايد دينى يكنواختى داشته و به جستجوى مبانى استدلالى و به ظاهر معقول براى افكار خود بپردازد . گرايش دينى جزيرة العرب ، زمانى گرايش توحيدى بود و بعدها به بت پرستى كشيده شد ، اما هيچ گونه ديدگاه مشخص ، آن چنان كه براى همه قابل قبول باشد وجود نداشت . اصولًا گرايش حنيفى كه در اين اواخر مطرح شده بود ، نشانگر نوعى تزلزل بود . در اصل ، پشتوانهء حفظ آن وضعيت نه استدلال و عقل بلكه عادت و تقليد بود . بر پايهء تقليد كوركورانه ، و در دراز مدت ، به علت عادت به بت پرستى ، نوعى رابطهء قدسى ميان آنان و بتها پديد آمد و همين پشتوانهء احترام آنها به اين « معتقدات » بود ؛ نفى اين اعتقادات براى آنها ، نه به معناى زير پا نهادن عقل و استدلال كه در واقع به معناى نفى ارزشهاى آباء و اجدادى بود . اگر كسى موفق مىشد اين قداست را از بين ببرد ، ديگر هيچ استدلالى براى دوام و ثبات اين اعتقادات وجود نداشت ، در صورتى كه بسيارى از انديشه‌هاى ديگرى كه در جهان آن روز وجود داشت ، علاوه بر قداست ، بارى از تفكر منطقى هم به همراه داشت ؛ مثلًا گرايشى چون مسيحيّت ، اگرچه تحريفاتى در آن راه يافته و كشش ذاتى خود را براى