الشيخ رسول جعفريان
297
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
هوادارانهء قرآن از چهرههاى ضعيف جامعه است . « بدين سان ، پيش از تو ، به هيچ قريهاى بيم دهندهاى نفرستاديم مگر آنكه متنعمانش گفتند : پدرانمان را بر آيينى يافتيم و ما به اعمال آنان اقتداء مىكنيم . » « 1 » « ما هيچ بيم دهندهاى به قريهاى نفرستاديم جز آن كه توانگران عيّاشش گفتند : ما به آنچه شما را بدان فرستادهاند ايمان نمىآوريم ؛ و گفتند : اموال و اولاد ما از همه بيشتر است و كسى ما را عذاب نمىكند . » « 2 » مهمترين آثار اين آموزهها ، گرايش بخش زيادى از طبقهء متوسط و پايين به اسلام بود . گرچه در مواردى برخى از فرزندان اشراف نيز مسلمان مىشدند . ما در جاى ديگرى دربارهء نقش اخلاقى اشرافى در مخالفت قريش با اسلام سخن گفتهايم اما در اينجا تأكيدمان بر اين است كه سراسر دعوت اسلامى در جهت جانشين ساختن مستضعفان بر مستكبران و وارث قرار دادن آنان بوده است . تجربهء تاريخى اين مسأله ، در دعوت موسى عليه السلام جلوهگر شده و مذاكرات نوح عليه السلام با اشراف ، شاهد ديگرى بر آن است . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از همان دورهء مكه ، مسلمانان ضعيف را بشارت مىداد كه به زودى وارث قيصر و كسرى خواهند شد . اين امر سبب استهزاى مشركان شده و زمانى كه بلال و خباب و صهيب را مىديدند به شوخى مىگفتند : « جاءكم ملوك الأرض ! » . « 3 » موضع قرآن آن چنان بود كه بىاعتنايى نسبت به انسان مؤمنى چون ابنام مكتوم را نيز نپذيرفت . « 4 » اخلاق رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نيز در رفاقت و دوستى با درويشان ، در جذب آنان مؤثر بود . آنجا كه فرمود : از جمله چيزهايى كه هيچ گاه رها نمىكند : « الأكل على الأرض مع العبيد » ؛ « 5 » « غذا خوردن در روى زمين با برده است » . مهمترين آموزهء قرآن آن بود كه معيار برترى را تقوا قرار داد . « 6 » بر پايه اين معيار ، بسيارى از فقيران نيز توانستند از محروميت ارزشى و اجتماعى رهايى يافته ، ارزش واقعى خود را در جامعه بيابند . بعدها وقتى عمر حكم ولايت عمار را بر كوفه نوشت ، گفت : اين را به خاطر اين سخن خداوند كرده كه : « وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ . » « 7 » رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خود فرموده بود : « بُعِثْتُ لِرَفْعِ قَوْمٍ وَ وَضْعِ آخرين » ؛ مبعوث شدم تا عدّهاى را بالا برده و گروهى را فروآورم » . « 8 »
--> ( 1 ) . زخرف ، 23 ( 2 ) . سبأ ، 32 و 35 ( 3 ) . نك : تثبيت دلائل النبوه ، ج 1 ، ص 317 ( 4 ) . نك : تفسير سورهء عبس ما در جاى ديگر در اين باره توضيحاتى آوردهايم . ( 5 ) . بحارالانوار ، ج 16 ، صص 215 ، 220 و 225 ( 6 ) . حجرات ، 13 ( 7 ) . قصص ، 5 ؛ انساب الأشراف ، ص 163 ( 8 ) . طبقات ابن سعد ، ج 1 ، ص 192