الشيخ رسول جعفريان
280
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
حمايت خانواده رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را از او مطرح كرد . « 1 » مىدانيم كه خداوند در جاى ديگرى نيز از تصميم قريش بر بيرون كردن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از مكه ياد كرده ، آنجا كه فرمود : « وَ إِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْها وَ إِذاً لا يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلَّا قَلِيلًا ، و نزديك بود تو را از اين سرزمين بيرون كنند تا از آنجا آوارهات سازند » . « 2 » به گزارش ابن هشام شديدترين روز بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روزى بود كه از خانه بيرون آمده و هر كسى اعم از اين كه آزاد باشد يا برده به او برخورد ، او را تكذيب كرده و به او آزار رساند ؛ به نقل همو ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، نگران به خانه آمد و خود را در جامهاى پوشاند و سوره مدثر همانجا بر وى نازل شد . « 3 » بايد گفت شدت گرفتن آزارهاى مشركان در سالهاى آخر ، علاوه بر آن كه به دليل در گذشت ابوطالب بود ، معلول شدت تلاش پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در تبليغ ميان قبايل بود چيزى كه سيره نويسان با عنوان « عرض نفسه على القبايل » در آن سالها ، از آن ياد كردهاند . 5 - برخوردهاى علمى قريش از توانايى لازم در برخورد علمى با دعوت جديد برخوردار نبود زيرا اساساً انديشههاى جاهلى سستتر از آن بود كه روحيهء انديشيدن و تعقل را در جامعهء جاهلى ايجاد كند . با اين حال ، قريش به هر درى مىزد و از هر چيزى استمداد و استعانت مىگرفت تا مانع از رشد روز افزون اسلام شود . دراين جهت ، از اين كه به ظاهر برخوردهاى علمى نيز بكند - ولو با استفاده از يهوديان مدينه - خوددارى نكرد . دراين زمينه به چند نمونه برخورد مىتوان اشاره كرد . قريش براى انكار نبوت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مدعى آن شد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آنچه را كه به عنوان وحى بر آنان مىخواند ، در اصل نه وحى خدا ، بلكه مطالبى است كه اهل كتاب به او تعليم دادهاند . در اين زمينه دو مطلب گفته مىشود ؛ يكى دربارهء روابط رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با برخى از مطالبى كه قريش از يهوديان شنيده و موضوع آن قصص مربوط به امم پيشين بود . قرآن از اين برخورد قريش ياد كرده و به آن پاسخ داده است : « مىدانيم كه مىگويند : اين قرآن را بشرى به او مىآموزد » . « 4 » مورخان دربارهء آن شخصى كه مورد نظر قريش بوده ، مطالبى گفتهاند ؛ روايتى به سند ضعيف ، از شخصى با نام « بلعام » كه عجمى بوده ياد كرده كه در مكه بوده و قريش مدعى شدهاند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با او آمد و شد دارد . روايت ديگر آن شخص را « اعبدة بن حضرمى » دانسته كه از اهل كتاب بوده
--> ( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 127 ( 2 ) . اسراء ، 76 ( 3 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 291 ؛ دربارهء اقوال ديگرى كه در شأن نزول آيات نخست سوره مدثرآمده نك : مجمع البيان ذيل آيات مورد نظر . ( 4 ) . نحل ، 103