الشيخ رسول جعفريان

281

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

است . عكرمه گفته است پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بر غلامى از بنى مغيره قرآن مىخوانده كه نامش مقيس بوده است . در روايتى ديگر اين مقيس همان ابن حضرمى پيشين دانسته شده است . در نقلى ديگر آن را بر سلمان فارسى منطبق كرده‌اند كه نبايد درست باشد ، زيرا سلمان در مدينه با رسول خدا آشنا شد در حالى كه سوره نحل ، سوره‌اى مكى است . نقل ديگرى مىگويد : آنگاه كه اهل مكه به آزار رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پرداختند ، او بر عبدبنى مغيره كه وى را ابويسر مىناميدند وارد شد ؛ او با تورات و انجيل آشنا بود . وقتى مشركين چنين ديدند او را متهم كردند كه او به وى تعليم مىدهد . « 1 » دقت در نقلهاى فوق نشان مىدهد كه يكى بلعام و ديگرى عبدى از بنى مغيره مورد نظر بوده است . ابن اسحاق نام شخص مورد نظر را « جَبْر » دانسته و افزوده كه « عبد لبنى الحضرمى » . « 2 » اين نقل نيز بايد مربوط به همان برده بنى مغيره باشد كه در هر يك از اين نقلها به گونه‌اى متفاوت از وى ياد شده است . چنين آشفتگى در نام او نشان مىدهد كه آن بردهء بدبخت حتى آن اندازه شانس نداشته تا شناخته شود ، چگونه او مىتوانسته چنين تفكرى ايجاد كرده باشد ؟ ابن اسحاق در نقل ديگر آورده كه مشركان مىگفتند شخصى در يمامه كه نامش « رحمان » است اين آيات را به تو تعليم داده است . « 3 » سهيلى در توضيح اين نقل آورده كه شخصى با نام مسيلمة بن حبيب كه از معمرين بوده ، رحمان ناميده مىشده و اين عنوان براى وى ، پيش از آن بوده كه پدر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم متولد شود . « 4 » پاسخى كه قرآن براى اين برخورد مشركان داده ، پاسخى است علمى و معقول ؛ خداوند در ادامهء نقل اتهام مشركان مىفرمايد : « لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ « 5 » ، زبان كسى كه به او نسبت مىدهند عجمى است ، حال آن كه اين زبان عربى روشنى است . » از اين آيه چنين به دست مىآيد كه شخص خاصى كه مورد نظر مشركان بوده عجمى - و ظاهراً رومى - بوده است . مهمترين وجه قرآن جنبهء ادبى آن بوده و خداوند با توجه به آن ، اشكال قريش را در نسبت دادن اين متن به فردى عجمى ناموجه مىشمارد . حقيقت آن است كه وسعت و دامنهء مطالبى كه قرآن بدان پرداخته خارج از حدى است كه بتوان آن را به يك نفر نصرانى ساكن مكه نسبت داد كه هيچ يادى در آثار عرب جاهلى از

--> ( 1 ) . الدرالمنثور ، ج 4 ، ص 131 ( 2 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 393 ؛ علاوه براينها از شخصى با نام « عداس » مولاى حويطب بن عبد العزى نيز ياد شده است نك : مجمع البيان ، ج 7 ، صص 161 - 160 ( 3 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 311 ؛ و نك : انساب الاشراف ، ج 1 ، صص 141 - 140 ( 4 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، پاورقى ، ج 1 ، ص 311 از : الروض الانف . ( 5 ) . نحل ، 103