الشيخ رسول جعفريان
265
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
كار است . و البته هدايت تنها به اصرار نيست . هدايت نورى است كه خداوند در دل كسى كه اهليت و قابليت آن را داشته باشد ، مىتاباند . استوارى و اصرار رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را در كار دعوتش بايد عامل عمدهاى در نشر دعوت دانست . دربارهء تلاش آن حضرت ، صحابى و برادرش امام على عليه السلام مىگويد : « خدايا ، برترين درودهايت را و بارورترين بركاتت را و رأفت و مهرت را بر بنده و پيامبر خود و فرستادهات محمد صلى الله عليه و آله و سلم ارزانىدار ، آن كه خاتم پيامبران پيشين است و گشايندهء درهاى فروبسته . آن اعلان كنندهء حق به نيروى براهين ، و آن از ميان برندهء خروش اهل باطل . آن سركوب كنندهء قدرت گمراهان كه با توانى هرچه تمامتر بار فرمان تو بر دوش كشيد و در راه خشنودى تو شتاب ورزيد ، بى آن كه در كار درنگ كند يا عزمش سستى گيرد . گوش به وحى تو داشت و عهد تو نيك نگه داشت و نفاذ امر تو را به جان در ايستاد تا چراغ آن را كه به طلب آتش آمده بود و راه درشتناك و تاريك كسى را كه در وادى حيرت سرگردان بود روشن ساخت . « 1 » شگردهاى مشركان در برخورد با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ظهور اسلام در وهلهء نخست پس از آن بود كه نخستين آيات بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نازل شد و آن حضرت همراه تنى چند از پيروانش همانند على بن ابى طالب عليهما السلام ، خديجه و زيدبن حارثه ، در كنار كعبه ، رو به سوى بيت المقدس نماز گزارد . روشن است كه مشركان از اين رفتار و زمينههاى آن آگاهى داشتند اما برخورد تندى با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نمىكردند . مورخان دليل اين امر را چنين بيان كردهاند : زُهْرى مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بطور پنهانى مردم را دعوت مىكرد و به دنبال دعوت او بود كه برخى از جوانان و مستضعفان از مردم به دو گرويدند تا آن كه شمار آنان رو به فزونى نهاد ؛ و اين در حالى بود كه برجستگان قريش برخوردى با آن حضرت نداشتند . زمانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از كنار آنان مىگذشت ، به او اشاره كرده مىگفتند : فرزند عبد المطّلب از آسمان سخن مىگويد . امور چنين مىگذشت تا آن كه آن حضرت از خدايان آنان عيبجويى كرده و به آنان گفت كه پدران آنان بر كفر و گمراهى مرده و در آتش هستند . دراين زمان بود كه بر او غضب كرده به آزارش پرداختند . « 2 » دليل عدم برخورد مشركان در مرحلهء نخست آن بوده كه ظاهراً قريش حساسيتى بر بت پرستى و يا تغيير آيين برخى افراد خود نداشته است . مشكل آنان اين بود كه كسى به بتان و مهمتر از آن
--> ( 1 ) . الغارت ( ترجمهء فارسى ) ، ص 58 ( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، صص 116 - 115 ؛ طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 199 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، صص 264 ، 262