الشيخ رسول جعفريان

256

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

مراقب او بود ، بسترش را كنار بستر او پهن مىكرد و هرجا مىرفت همراش بود . او حتى در امر طعام نيز محمد صلى الله عليه و آله و سلم را بر عيال و فرزنداش ترجيح مىداد . وى نقلهاى ديگرى نيز در اين باره دارد . « 1 » همهء اينها بدان جهت بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دوست داشتنى و محترم بود و ابوطالب با آن موقعيت و سن و سال اين چنين خود را وقف آن حضرت كرده بود . اشعار زيباى ابوطالب در ستايش شخصيت محمد صلى الله عليه و آله و سلم گوياى اين موقعيت برتر اخلاقى در آن جامعه است . فَمَنْ مثلُه فى النّاس أىُّ مؤمَّل * إذا قاسه الحُكّام عند التفاضل حليمٌ رشيدٌ عادلٌ غير طائش * يوالى إلهاً ليس عنه بغافل « 2 » از مهمترين جنبهءهاى مثبت آن حضرت ، صداقت و راستگويى ايشان بود . تأثير شگرف اين ويژگى در پذيرش او به عنوان « رسول الله » ، در ميان مردم عرب ، از لحاظ تاريخى كاملًاقابل اثبات است . ابوطالب در ضمن همان اشعارى كه گذشت مىافزايد : لقد علموا أنّ ابننا لا مكذَّب * لدينا و لايُعْنى بقول الأباطل « 3 » اين ويژگى را مشركان نيز باور داشتند . خداوند دربارهء برخورد مشركان ، رسول را دلدارى مىدهد كه از اتهام « كذّاب » اندوهى به خود راه ندهد : « مىدانيم كه سخنشان تو را اندوهگين مىسازد ، ولى اينان تنها تو را تكذيب نمىكنند ، بلكه اين ستمكاران ، سخن خدا را انكار مىكنند . » « 4 » طبرسى همين نقل را از ابوجهل آورده كه به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گفت : ما تو را تكذيب نمىكنيم بلكه اين آيات را نمىپذيريم . « 5 » براى توده‌هاى مردم ، صداقت از هرنوع استدلال عقلى ، قوىتر و قابل اعتمادتراست ، چنان كه زندگى عادى مردم براساس همين صداقت و اعتماد متقابلى است كه مردم به يكديگر داشته و براى بسيارى از امور ، بدون سند و مدرك سخن يكديگر را مىپذيرند . خود رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نيز بر روى كوه صفا ، با استناد به اعتماد مردم به صداقت خود ، نبوت خويش را آشكار كرده و از آنان خواست تا دعوت توحيدى او را بپذيرند . در همانجا بود كه مشركان گفتند : « ما جَرّبنا عليك كِذْباً قطُّ » ، « ما هرگز دروغى از تو نشنيده‌ايم » « 6 » شاهدى كه او را در جاهليت ديده ، مىگويد : هيچ گاه او را در حالت قهقهه و جهالت

--> ( 1 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 119 ( 2 ) . السيرة النبويه ، ج 1 ، ص 280 ( 3 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ج 1 ص 80 . ( 4 ) . انعام ، 33 ( 5 ) . مجمع البيان ، ج 3 ، ص 294 ( 6 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 200 ، انساب الاشراف ، ج 1 ، صص 120 ، 100 ، 99 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 2 ، ص 200 .