الشيخ رسول جعفريان
255
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
گفتيم . « 1 » به احتمال از جاى ديگرى هم به توان به آشنايى مشركان با توحيد پى برد و آن اين كه وقتى خورشيد اسلام بر آمد ، مشركان ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم « 2 » و ديگر مسلمانان « 3 » را به گرايش صبائى متهم مىكردند . اين اصطلاح ممكن است صرفا به معناى خروج از دين آباء و اجدادى باشد ، همچنان كه مىتواند اشاره به مذهب صابئى هم باشد . بنابر اين روشن است كه توحيد امرى شناخته شده بوده و قاعدتاً براى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كه به دليل داشتن همين زمينهها ، به نبوت برگزيده شد ، اين زمينهها روشنتر بوده است . خداوند دربارهء رسولش فرمود : « اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ » « 4 » « خداوند آگاهترين است كه رسالت خويش را در كجا قرار دهد . » گذشت كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پيشينهء توحيدىِ ابراهيمىِ قوى داشته تا جايى كه تنها كسى بوده كه در غار حرا به تحنث مىپرداخته است . او خود تأكيد مىكند كه هيچ گونه آلودگى به عيش و نوش جاهلى نداشته و حتى در مراسم عروسى كه مجلس بزم و پايكوبى بوده ، هيچ گاه شركت نكرده است . « 5 » البته او هنوز به نبوت مبعوث نشده و طبعاً به آنچه به نام قرآن و ايمان تفصيلىِ به شريعت جديد ناميده مىشود ، آشنايى نداشت ، اين امرى است كه خداوند بدان تصريح مىكند : « همچنين كلام خود را به فرمان خود به تو وحى كرديم . تو نمىدانستى كتاب و ايمان چيست ولى ما آن را نورى ساختيم تا هر يك از بندگانمان را كه بخواهيم بدان هدايت نماييم و تو به راه راست راه مىنمايى . » سابقهء نيكوى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پيش از بعثت نمونههاى ديگرى نيز دارد . مىدانيم كه زيد بن حارثه كه در جنگى به اسارت درآمده بود ، به عنوان برده به خديجه فروخته شد و او زيد را به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم داد . بعدها كه پدر زيد به مكه آمد تا زيد را ببرد او حاضر نشد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را ترك كند و گفت : ذلت بندگى در كنار محمد صلى الله عليه و آله و سلم را بر عزت آزادى با دورى از او ، ترجيح مىدهد . « 6 » زمانى كه ابوطالب قصد تزويج خديجه را براى محمد صلى الله عليه و آله و سلم داشت گفت : محمد فرزند برادرش ، با هيچ مردى از قريش قياس نشود جز آن كه بر او برترى يابد . « 7 » ابوطالب حقيقتاً رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را از كودكى دوست داشته و بيش از فرزندانش به او علاقه داشت . ابن سعد بعد از نقل اين مطلب مىافزايد : ابوطالب هميشه
--> ( 1 ) . در اين باره نك : محاضرات فى تاريخ الاسلام ، احمد صالح العلى ، ص 291 و رواياتى كه در مسند احمد ، ج 1 ، ص 236 ، ج 3 ، ص 442 ، ج 4 ، ص 162 و ج 6 ، صص 116 ، 233 آمده است . نيز نگاه كنيد به : مجلهء ترجمان وحى ، ش 1 ، صص 102 - 103 ( 2 ) . البدء والتاريخ ، ج 6 - 4 ، ص 148 ( 3 ) . طبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 267 ؛ ج 4 ، صص 100 ، 202 ( 4 ) . انعام ، 124 ( 5 ) . دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 2 ، ص 33 ؛ سيرة ابن اسحاق ، ص 79 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 2 ، صص 200 - 199 ( 6 ) . ربيع الابرار ج 3 ، ص 10 ( 7 ) . نثرالدر ، ج 1 ، ص 396 ؛ بحارالانوار ، ج 16 ، ص 14 ؛ تاريخ اليعقوبى ، ج 1 ، ص 20