الشيخ رسول جعفريان

252

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

پيش از بعثت همراه زيد بن حارثة به زيدبن عمرو بن نفيل كه حنيفى مذهب بود در محلى با نام بلدح برخورد كرد . در آن وقت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم همراه زيد سفره‌اى گسترده گوشتى را كه از ذبيحهء اصنام بود در ميان سفره نهادند و از زيد بن عمرو دعوت به خوردن كردند . او گفت : من اين گوشت راكه براى بتان ذبح شده ، نمىخورم . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم افزوده : اين سبب شد كه پس از آن من نيز چنين گوشتى را نخورم . و فرمود : او اولين كسى بود كه مرا از عيب بتان و بت پرستى آگاهانيد . « 1 » نقل مزبور را ابن هشام نياورد اما - متأسفانه - بخارى در كتاب خود آورده است . البته روايت بخارى اين افزوده‌هاى آخر را ندارد . واقعيت آن است كه روايات فراوانى در نقض روايت فوق وجود دارد . اين علاوه بر آن است كه نقل مزبور بسيار محدود روايت شده و انعكاسى در متون حديثى نيافته است . دستى نيز در كار بوده تا زيدبن عمرو بن نفيل - نظير ورقة بن نوفل - تا آنجا بالا رود كه همچون ابراهيم ، در روز قيامت چونان امتى مبعوث شود ! او از خاندان بنى عدى - تيره و طايفهء عمربن خطاب - است . رواياتى وجود دارد كه هر گونه شائبه شرك را از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دور مىكند . ابو نعيم روايت كرده است كه على عليه السلام گفت : از رسول خدا سؤال شد : آيا بتى را - حتى براى يك بار - عبادت كرده ؟ حضرت فرمود : خير . سؤال شد : آيا خمر نوشيده ؟ حضرت فرمود : خير . « 2 » همچنين از ابن سعد ، ابونعيم و بيهقى نقل شده كه‌ام ايْمن گفت : بوانه بتى بود كه قريش در سال يك روز كنار آن جمع مىشدند . زمانى كه ابوطالب ! با قومش نزد آن آمدند از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خواستند تا كنار بت حاضر شود . آن حضرت نپذيرفت و از نزد آنان رفت و بعدها گفت : هر زمان كه در نزديك بتى قرار مىگيرد صدايى او را از دست زدن به بت نهى مىكند . « 3 » زيدبن حارثه كه سالهاى متمادى در دورهء جاهليت با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بوده گفت : به خدايى كه رسول را كرامت نبوت داده و كتاب بر او نازل كرد قسم كه او هيچ گاه دست به بتى نزد تا آن كه خداوند او را كرامت رسالت بخشيد . « 4 » همو نقل مىكند كه بتى مسيّن بود كه به او إساف يا نائله مىگفتند و مشركان در حين طواف آن را مسح مىكردند . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم طواف كرد و من نيز با او طواف كردم ؛ وقتى به بت رسيدم آن را مسح كردم . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گفت : مسح نكن ! زيد مىگويد : در ادامه باز مسح كردم ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اعتراض كرد كه

--> ( 1 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ص 18 ؛ كتاب البخارى ، ج 3 ، ص 310 ؛ و نيز نك : دلائل النبوه ، ابونعيم ، ص 146 ( 2 ) . سبل الهدى والرشاد ، ج 2 ، ص 200 ؛ الخصائص الكبرى ، ج 1 ، ص 221 ( ط قاهره ) . ( 3 ) . سبل الهدى والرشاد ، ج 2 ، ص 201 ؛ دلائل النبوه ، ابونعيم ، ص 144 ؛ الخصائص الكبرى ، ج 1 ، ص 221 ؛ طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 158 ( 4 ) . دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 2 ، ص 34 ؛ البداية والنهايه ، ج 2 ، ص 287 ؛ الخصائص الكبرى ، ج 1 ، ص 89