الشيخ رسول جعفريان

253

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

مگر تو را از اين كار نهى نكردم ؟ « 1 » در حكايت بحيرا نيز آمده كه وقتى او را به لات و عُزّى قسم دادند - چون قريش چنين مىكردند - رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گفت : مبغوض‌تر از اين دو براى او چيزى نيست . « 2 » شواهدى كه نشانهء آثار نبوت پيش از بعثت است ، فراوان نقل شده است گرچه بايد توجه داشت كه در اين نقلها افراطهايى صورت گرفته كه حتى خود محدثان آنها را رد كرده‌اند ، « 3 » اما مواردى وجود دارد كه قابل تأمل است . از جملهء آنها عادت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در سالهاى پيش از نبوت به انزوا و تعمق و تفكر است كه با دور شدن از مكه و رفتن به شعاب و واديه‌ها خود را بدان مشغول مىكرده است . گفته شده : زمانى كه او از خانه دور شده ، به شعاب كوهها مىرفت ، از هيچ درخت و سنگى عبور نمىكرد جز آن كه بر او سلام مىكردند . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به اين سوى و آن سوى مىنگريست اما كسى را نمىديد . « 4 » نكتهء ديگر تمايل آن حضرت به تَحنُّث و تحنُّف در غار حراست كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سالهاى متمادى آن را به عنوان يك سنّت پذيرفته و به تنهايى در آنجا ، جايى كه هيچ گونه اثرى از شرك و بت پرستى نبوده ، با خداى خويش خلوت مىكرد . مىدانيم كه گرايش حنيفى ، از گرايشهاى شناخته شده بوده و بويژه در ميان بنى هاشم و ديگر تيره‌هاى قريش و حتى برخى قبايل ، مدعيانى بوده‌اند كه خود را ابراهيمى مذهب مىدانسته‌اند . زمانى كه عبد المطلب نام فرزند خود ، پدر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را عبد الله مىگذارد ، نشانى است بر وفادارى او به « الله » همان خداى واحد . چگونه ممكن است در ميان قريش و برخى قبايل عرب گرايش حنيفى كه ويژگى عمدهء آن پرهيز از شرك و گرايش به توحيد است وجود داشته باشد ، اما پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آينده كه احياگر دين توحيدى ابراهيم است ، با آن آشنا نباشد ؟ اين امر با توجه به پيشينهء تحنث در حرا و ديگر شواهدى كه گذشت سازگارى ندارد . بايد دانست كه اصولًا اسلام ، اساس دعوت خويش را دعوت ابراهيمى گذاشت و خط دين حنيف را به جدّ دنبال كرد . ما در اين باره شواهد فراوانى در دست داريم . در اصل گرايش حنيفى در جاهليت ، زمينه‌اى شد تا پس از بعثت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، آن حضرت بتواند

--> ( 1 ) . دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 2 ، ص 34 ( 2 ) . دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 2 ، ص 35 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 2 ، ص 47 ( 3 ) . به عنوان نمونه نك : دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 2 ، ص 47 ( 4 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 157 . نكته‌اى را كه بايد در اينجا يادآور شويم اين است كه اصولا در فرهنگ تشيع ، به لحاظ اعتقاد به عصمت انبيا و ائمه ، كمترين ترديدى در اين كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پيش از بعث موحد بود وجود ندارد . حتى حسين بن اشكيب مروزى يكى از اصحاب امام هادى عليه السلام كتابى نگاشت با عنوان : الرد على من زعم ان النبى كان على دين قومه ( رجال النجاشى ، ص 44 ) . به عكس در متون اهل سنت ، نقلهايى آمده كه معارض با اين نگرش است .