الشيخ رسول جعفريان
247
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
شهر مكه ؛ يعنىام القراى حجاز و مقدسترين مكان براى اعراب بود . بنابر اين بيشترين عرب ، قريش را به ديد سرورى مىنگريستند . البته حوادث پس از رحلت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نشان داد كه قبايل ديگرى وجود دارند كه در صدد رقابت با قريشاند اما به هر روى ، نفوذ قريش همچنان پابرجا بود . جاحظ خصال قريش را بدين صورت بر شمرده : ديده نشده كسى از قريش خود را به قبيلهء ديگر منسوب كند ؛ در ميان قريش فرزندى براى جز قريش متولد نگرديد مگر در ثقيف در شهر طائف كه آنان نيز اهل حُمْس بودند ؛ قريش با آن كه جنگ را رها كرده بود همچنان عزيزترين و برترين بود ؛ قريش همانند ملوك از مهمانان مكه پذيرايى مىكرد و به شاعران صله مىداد ؛ قريش فصيحترين عرب بود چنان كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « أنا أفصح العرب بيد أنّى مِنْ قُريش » ، « من فصيحترين عرب هستم چون قريشى هستم . » [ مىدانيم كه لهجه و لحن قرآن نيز همان لهجهء قريشى است . ] اعراب همه سال براى حج و تجارت به مكه مىآمدند و قريش را مىشناختند . « 1 » چنين نفوذى براى قريش ، گرچه در آغاز سدى در برابر اسلام بود ، در ادامه سبب گسترش هرچه بيشتر اسلام شد . از ميان قريش ، خاندان قصى و از ميان آنان بنى هاشم چهرهء معنوى برجستهاى داشتند . ما پيشتر در مباحث دروهء جاهلى به اهميت جايگاه هاشم اشاره كرديم . عبد المطلب نيز براى سالهاى متمادى رياست معنوى قريش را عهدهدار بود . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در ميان چنين خاندانى رشد كرد . در آغاز در كنف حمايت عبد المطلب و بعد عمويش ابوطالب . فرزندان عبد المطّلب صاحب نفوذ چشمگيرى بودند و اين سدى در برابر مشركان قريش از ديگر طوايف آن بود . چنين شرافت نسبى كه امير مؤمنان عليه السلام نيز در نهج البلاغه بدان اشاره كرده ( وَ نَحْنُ الأعْلَوْن نَسَباً ) « 2 » و بعدها مغيرة بن شعبه در برابر فرمانده سپاه ايرانى بدان افتخار كرد ( وَ إنّ اللّه قَدْ ابْتَعَثَ مِنّا نَبِيّاً فى شَرَفٍ مِنّا ، أوْسَطنا حَسَباً و أصدَقنا حَديثاً ) « 3 » مىتوانست رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را از موضع جدى ترى در جامعهء جاهلى مطرح كند . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ويژگى ديگرى داشت كه او را با جنس عرب بويژه با قريش پيوند مىداد . او يك عرب بود . بنابر اين قريش و ديگر قبايل عربى ، كه در چهار چوب نظام بستهء قبايلى زندگى مىكردند ، پيامبرى از « خود » داشتند . آنان ملزم نبودند تا آيين يهوديان
--> ( 1 ) . رسائل الجاحظ ، الرسائل السياسيه ، صص 106 - 102 در طبقات آمده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : أنااعربكم ، أنا من قريش نك : طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 113 ( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 162 ( 3 ) . اخبار اصبهان ، ج 1 ، ص 21 ؛ المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 13 ، ص 10 ( طبع هند ) .