الشيخ رسول جعفريان
242
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
دليل اطرافيانش او را پذيرفتهاند ، او را متهم نخواهند كرد كه دعوت او نارواست ، اين مسألهاى بود كه اتفاق افتاد . زمانى مشركان به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گفتند : خاندان تو ، تو را بيشتر مىشناختند كه از تو تبعيت نكردند . « 1 » خالد بن ابى جبل از پدرش نقل مىكند كه وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سورهء « وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ » را مىخواند من حفظ كردم ؛ ثقيف از من پرسيدند چه چيز از او فرا گرفتى ؟ من سورهء مزبور را براى آنان خواندم . مردى قريشى كه همراه آنان بود گفت : ما صاحب خود را بيشتر مىشناسيم ، اگر سخن او حق بود ، ما از او پيروى مىكرديم . « 2 » پيرمردى از قبيلهء كلب نيز دربارهء دعوت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گفت : چه نيكوست آنچه كه اين جوان بدان دعوت مىكند ، جز آنكه خاندانش از او دورى جستهاند ؛ اگر او با قوم خويش مصالحه مىكرد تمامى عرب از او پيروى مىكردند . « 3 » قبيله ثقيف نيز در برابر دعوت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به او گفتند : مردم شهر خودت از تو اكراه دارند و دعوت تو را نپذيرفتهاند ، اكنون آمدهاى ما را دعوت مىكنى ؟ به خدا ما مخالفت بيشترى با تو داريم . « 4 » همانگونه كه گذشت دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از عشيره چندان نيز بىنتيجه نبود . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به دنبال دعوت عشيرهء نزديك ، جلساتى تشكيل داد تا از عموم مردم مكه دعوت كند . سيره نويسان اين جلسات را نزديك كوه صفا دانستهاند . به گزارش واقدى از ابن عباس ، آن حضرت در نزديك كوه صفا قريش را صدا كرده و با استناد به صداقت خود و گرفتن تأييد از مردم در اين باره ، فرمود : اى فرزندان عبد المطّلب ! اى فرزندان عبدمناف ! اى بنى زهره ! - و سپس همه طوايف قريش را خطاب كرد - خداوند به من دستور داده تا شما را انذار كنم ، خير دنيا و آخرت شما در گفتن لا إله الا الّله است . در اين وقت ابولهب برخاسته و گفت : خسران بر تو باد ، آيا ما را براى همين سخن گردآوردى ؟ بعد از آن سورهء مسد دربارهء او نازل شد . « 5 » ابن معين روايتى را بطور نسبتاً كامل دربارهء تأثير نخستين دعوت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نقل كرده كه نقل آن مناسب مىنمايد . همين روايت را بطور ناقص ، حاكم نيشابورى نيز آورده است . مِسْور بن مخرمهء زهرى از پدرش نقل مىكند : زمانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دعوت به اسلام را آشكار كرد ، تمامى اهل مكه مسلمان شدند و اين قبل از آنى بود كه نماز ، واجب
--> ( 1 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 216 ( 2 ) . تاريخ يحيى بن معين ، ج 1 ، ص 27 ( 3 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 238 ( 4 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 237 ( 5 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 120 ( لازم به يادآورى است كه برخى سيرهء نويسان براى نفى حكايت انذار خواستهاند آيه مزبور را بر اين جلسه تطبيق دهند . در حالى كه در اصل ، آن جلسه اختصاص به بنى عبد المطلب داشته است ، زيرا آنان عشيرهء نزديك بودند . دربارهء اطلاق عشيره بر خويشان نزديك نك : البداية والنهايه ، ج 2 ، ص 157