الشيخ رسول جعفريان

236

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

هيچ نفع و ضررى ندارند دورى كند . او اجازه خواست تا با پدر مشورت كند اما رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در آن لحظه نمىخواست تا مسأله اسلام فاش شود . فرداى آن روز ، على بن ابى طالب عليهما السلام نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آمده اظهار اسلام كرد . اين جمع سه نفرى يا به تعبير واقدى چهار نفرى ، حتى از آن كه ابوطالب از اسلام آنان آگاه شود پرهيز داشتند . به نقل ابن اسحاق رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم همراه على عليه السلام به كوههاى اطراف مكه رفته در آنجا نماز گزارده و شب هنگام به مكه باز مىگشتند . واقدى مىگويد : زيد بن حارثه نيز همراه آنان بوده است . به نقل واقدى آنان نماز ظهر را در كنار كعبه مىخواندند و قريش نسبت به اين نماز انكارى نداشت اما وقتهاى ديگر در جايى نماز مىگزاردند كه قريش متوجه آنان نشود . در آن لحظه زيد يا امام على عليه السلام مراقب اوضاع بودند . پس از چندى ابوطالب كه در مقام تحقيق از وضع فرزندش على عليه السلام بود ، متوجه ماجرا شد . وقتى حقيقت ماجرا را شنيد از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خواست تا بر سخن خود پايدار بماند و از على عليه السلام نيز خواست تا به حمايت از عموزاده‌اش ادامه دهد . « 1 » قاعدتاً بايد خبر نبوت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به تدريج در مكه شايع شده باشد . كسانى از مسافران مكه شاهد نمازگزاردن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم همراه على عليه السلام و خديجه در كنار كعبه بوده‌اند . اين كه اين وضعيت چه مقدار ادامه يافته روشن نيست ، اما به اعتقاد ما بايد براى مدتى تنها همين خانواده اسلام را پذيرفته باشند . در اين مدت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به تدريج كار دعوت را آغاز كرده اما نه آشكار بلكه بطور پنهانى ؛ دليل اين امر بايد آن باشد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم قصد ايجاد حساسيت در مشركان براى مقابله با اسلام را نداشته است . مدت اين دعوت را سه سال دانسته‌اند . واقدى روايت كرده كه از آغاز نبوت به مدت سه سال دعوت پنهانى بود تا آن كه رسول مكلف به علنى كردن آن گرديد . « 2 » ابن هشام نيز با اشاره به آيهء « وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ » مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دربارهء نعمتى كه خداوند به او داده بود ، بطور پنهانى براى كسانى از اهلش كه مورد اطمينانش بودند سخن مىگفت . « 3 » زهرى مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بطور سرى دعوت كرده از بتها دورى مىجست ( در همين نقل در طبقات از قول زهرى آمده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بطور سرى و آشكار دعوت مىكرد ! ) تا آن كه شمارى از جوانان و ضعيفان از مردم دعوت او را اجابت كرده و تعداد مسلمانان فراوان

--> ( 1 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 246 ، 247 ؛ انساب الاشراف ، ج 1 ، 113 ( نقل فوق قسمتى در سيرهء ابن هشام و قسمتى در انساب آمده است ) . ( 2 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 199 ؛ انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 116 ( 3 ) . السيرة النبويه ، ج 1 ، ص 243