الشيخ رسول جعفريان
215
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
بايد ديد اين شعرها به چه منظورى سروده شده و در چه مقاطعى از آنها استفاده مىشده است . بطور كلى شعر يكى از ضرورتهاى زندگى عرب و وسيلهاى براى تفاخر و اثبات برترى نسب بوده است . آلوسى گويد : از آنجا كه عرب جاهلى تفاخر به حسب و نسب مىكرد و قصد داشت تا شرف و مجد و آقايى خود را حفظ كند ؛ وقتى حوادثى از قبيل جنگ و غارت در بين آنها پديد مىآمد آنان نيازمند كلماتى بودند تا آنها را نسبت به ثار و انتقام هشيار كرده و قبيلهشان را از ننگ و عار دور كند ، لذا آنها علاوه بر استفاده از شعر در اين باب ، از خطب و وصايا نيز استفاده مىكردهاند . « 1 » در سخن يعقوبى نيز گذشت كه هدف از شعر همان تخاصم با يكديگر و مدح و هجو نمودن همديگر بوده است . در آن روزگاران كه شعرا شعرهاى خود را به پاى ملوك ايران و شامات و . . . ديگر مناطق هديه مىكردند مسلما شعر سرنوشتى جز مدح و ذم نداشته است ، اين شيوهء شعرا بوده كه در گروههاى مختلف نزد ملوك و رؤساى قبايل براى مدح و ستايش آنها بروند ، « 2 » از جملهء اين شاعران نابغة الذبيانى ، زهير بن ابى سُلمى ، اعشى شاعر و ديگران بودند كه شعر را وسيلهء كسب و درآمد قرار داده بودند . « 3 » اضافه بر اين - همان گونه كه گفته شد - آنچه مهم است و مىتواند شعر را نشان برجستگى فرهنگ بنماياند ، اين است كه : اشعار داراى محتواى عالى و احساسات پاك انسانى باشد و الا شعر گفتن از سبزه زار ، طلوع خورشيد و غروب آن ، اشعارى كه در وصف يار مادى و عشق ظاهرى و حماسهء جنگ و امثال آن باشد نشانگر رشد فرهنگ و تمدن نيست . شاعر جاهلى موضوعى براى شعر گفتن جز شتر در بيابان ، مسافرت به بيابانهاى دور دست ، وصف معشوق و يار خود ، دفاع از مجد و شرف خيالى قبيلهء خود و هجو دشمن قبيلهاش ، ندارد ؛ چرا كه زندگى مادى صرف ، آن هم در باديه و صحرا و آن هم در صحراهاى خشك و خالى از آب و علف ، موضوع ديگرى غير از اينها ندارد . ما در ذيل ، يك نمونه از اشعارى كه در مجموعهء قصيدههاى معلقات سبع ذكر شده نقل مىكنيم : طرفه ، شاعر يكى از معلقات در وصف شتر خود گويد : « چون مىايستد در عظمت و شكوه درست چون پلهاى رومى است كه سازندهاش سوگند خورده آن را با ساروج و آجر برآورد . گلگون ريش ، قوى پشت ، تكاور و سبك رفتاراست ، كوهانش چون طاقى است كه از
--> ( 1 ) . بلوغ الارب ، ج 3 ، ص 151 ( 2 ) . صحيح الاخبار عما فى البلاد العرب من الاثار ، النجدى ، ج 1 ، ص 9 ( 3 ) . بلوغ الارب ، ج 3 ، ص 91