الشيخ رسول جعفريان
191
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
واجب الوجود نبوده و صرفاً در ربّ معبود است ؛ بت پرستان معتقد بودهاند كه تدبير عالم به موجودات شريفى واگذار شده كه نزد خدا تقرب دارند و آنان سزاوار پرستش هستند تا براى آنها شفيع باشند . « 1 » با توجه به مطالبى كه گذشت ، نمىتوان سخن ايشان را به عنوان يك قاعدهء كلى پذيرفت ، اضافه بر اين كه اين تفسير براى آيه تنها يك احتمال بوده و وجوه ديگرى نيز در آن مطرح شده است . « 2 » برخى براى اثبات اين مدّعا كه تنها شرك ربوبى در جزيرة العرب وجود داشته به آياتى از قبيل : « وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ ؛ « 3 » اگر از آنها بپرسى : چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است ، مىگويند : آنها را آن پيروزمند دانا آفريده است . » استدلال كردهاند . چنين استدلالى درست نيست ، زيرا اولًا ، احتمال دارد كه اين آيه را بتوان با آيهء فطرت « 4 » و يا آيه ذرّ « 5 » توجيه نمود ، نه اين كه مشركان به زبان چنين چيزى را اظهار مىكردهاند ، گرچه مىتوان اين استنباط را نيز نمود كه شمارى از مردم معتقد به خدا بودهاند « 6 » چيزى كه ما نيز نه به عنوان يك عقيدهء همگانى بلكه در حد محدودى مىپذيريم . ثانياً ما آياتى از همين قبيل داريم كه به نظر ابتدايى از ظاهر آنها چنين به دست مىآيد كه در آنجا حتى شرك ربوبى نيز وجود نداشته است : « قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ . . . وَ مَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ . . . وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ . « 7 » به آنان بگو چه كسى از آسمان و زمين به شما روزى مىدهد . . . چه كسى زنده را از مرده بيرون مىآورد . . . و چه كسى كارها را به سامان آورد ؟ خواهند گفت خدا . » اين قبيل آيات در موارد ديگرى از قرآن نيز وجود دارد « 8 » به اين ترتيب از اين آيات نيز بايد چنين استنباط شود كه در جزيرة العرب شرك ربوبى نيز وجود نداشته است ، چنان كه بعضى چنين استنباطى را نيز كردهاند ، « 9 » و ديگران نيز گفتهاند كه شرك ربوبى وجود تنها شرك عبادى بوده است . « 10 » اين در حالى است كه علامهء طباطبايى اظهار فرمودهاند كه شرك ربوبى وجود داشته است . واقعيت اين است كه با تحليل دقيق عقلى ، مىتوان گفت : آنان ، بتها را صرفاً سمبل خدا مىدانستهاند اما آنچه در ميان تودهء مردم مشرك وجود داشت ، اعتقاد به بتها و تأثير آنها در تحولات
--> ( 1 ) . الميزان ، ج 14 ، ص 291 ( 2 ) . رجوع شود به اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 5 ، پاورقىهاى استاد مطهرى . ( 3 ) . زخرف ، 9 ؛ و آيه شريفه : وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ . . . . زخرف ، 87 ( 4 ) . روم ، 30 ( 5 ) . اعراف ، 172 ( 6 ) . مجمع البيان ، ج 8 ، ص 498 ؛ الميزان ، ج 14 ، ص 290 ( 7 ) . يونس ، 30 ( 8 ) . زمر ، 38 ؛ لقمان ، 26 ؛ عنكبوت ، 63 - 61 ؛ مؤمنون ، 84 و 89 ( 9 ) . بلوغ الارب ، ج 1 ، ص 197 ( 10 ) . زادالمعاد ، ج 3 ، ص 224 ( چاپ اول )