الشيخ رسول جعفريان
179
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
با شرفترين . « 1 » ابوبكر در سقيفه به انصار مىگفت : شما مىدانيد كه عرب جز از قريش اطاعت نخواهد كرد . « 2 » عمر نيز مىگويد كه قريش اشرف اقوام نزد عرب هستند . « 3 » على عليه السلام در مورد قريش مىفرمايد : اگر قريش از پيامبر ( و نام او و دين او ) براى رسيدن به قدرت و شرافت و سياست بهره نمىبرد ، تنها يك روز بعد از مرگ پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بت پرست و مرتد مىشد . « 4 » بلال هميشه قبل از اذان بر قريش نفرين مىكرد « 5 » و از خدا بر ضد آنان كمك مىخواست ، با اين حال جاعلان حديث ، دهها حديث در فضل و برترى قريش ساختهاند « 6 » به عنوان مثال نقل شده : جبرئيل نزد من آمد و گفت : تمام شرق و غرب و شمال و جنوب را گشتم ، بهتر از قريش نيافتم و از قريش بهتر هاشم رايافتم . و يا اين كه « قريش نمك اين امت است ، آيا مىتوان طعام بدون نمك داشت ؟ » بعد از اسلام نيز قريش رو در روى حافظان سنن پيامبر و اهل بيت حضرت ايستاده و غاصب خلافت هستند ؛ اين قريش بودند كه جنگ جمل و صفين را در مقابل على عليه السلام به راه انداختند . در هر حال ، مسألهء شهرت قريش تا اندازهاى مربوط به قبل از بعثت و مقدارى مربوط به بعد از اسلام است . قبل از بعثت ، كسانى از عرب ، قريش را از خاندان غسان و كسرى نيز برتر مىدانستهاند . « 7 » جواد على پس از بحثى در اين باره مىنويسد : به اعتقاد من اين اسلام بوده كه قريش را قريش كرده ، آنها را بر عربها سيادت داده و به اين موفقيت رسانده است . « 8 » مانيز ضمن تأييد اين نكته ، به اهميت نسبى قريش در جاهليت تأكيد داريم . دلايل فراوانى وجود دارد كه تا قبل از فتح مكه ، بسيارى از اعراب به خاطر حرمتى كه براى قريش قايل بودند اسلام نياوردند . « 9 » از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نيز نقل شده كه فرمود : مردم تابع قريش هستند ، صالحين در پى صالحين قريش و فجار هم در پى فجار قريش . « 10 » محمد بن حبيب فهرست برخى از احاديثى را كه در وصف قريش آمده و قسمتى از آنها ساختگى است ، آورده است . « 11 »
--> ( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 130 ( 2 ) . همان ، ج 6 ، ص 40 ( 3 ) . همان ، ج 12 ، ص 95 ( 4 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 20 ، صص 299 - 298 ( 5 ) . التراتيب الاداريه ، ج 1 ، ص 79 ( 6 ) . ر . ك . سيرة دحلان ، ج 1 ، صص 4 - 3 ( 7 ) . العصرالجاهلى ، ص 51 ( 8 ) . المفصل ، ج 4 ، ص 126 ( 9 ) . التنبيه والاشراف ، ص 239 ( 10 ) . المنمق ، ص 7 ( 11 ) . همان ، ص 7 به بعد