الشيخ رسول جعفريان

171

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

نسبت به آل زبير شد . « 1 » احتمالًا يكى از علل تعدد ازدواجهاى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ايجاد الفت بين قبايل و وحدت آنها بوده است . « 2 » اين مسأله ، جاى الفت را به صورت طبيعى پر مىكرد . نكته قابل توجه دربارهء حلف اين است كه وجود چنين پيمانى در ميان قبايل ، گاه در دراز مدت ، منتهى به اتصال دو قبيله مىشده بطورى كه هر دو از يك نسب واحد شناخته مىشده‌اند . دكتر جواد على مثالهايى براى اين اتحاد نسبى ، كه در ابتدا تنها پيمان و حلف در ميان آنان مطرح بوده ، آورده است . « 3 » بعد از اسلام مسأله حلف خاتمه يافته تلقى شد . روشن است كه اسلام به عنوان مذهبى كه دعوت به وحدت بر اساس عقيدهء اسلامى مىكرد با پيمانهاى جاهلى سازگار نبود ، به علاوه مسأله حلف ضرورت خود را با وجود يك دولت مركزى ، به مقدار زيادى از دست داده بود . از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده كه فرمود : « لا حِلْفَ فى الاسلام بل تمسَّكوا بأحلاف الجاهلية ؛ « 4 » در اسلام حلف وجود ندارد ، همان حلفهاى جاهلى را حفظ كنيد » . مقصود از اين سخن آن كه اگر كسانى بر اساس حلف به قبيله‌اى متصل شده‌اند ، پيوند خود را حفظ كنند ، اما از اين پس حلف جديدى در كار نباشد . بايد توجه داشت كه اولا بخش دوم روايت بالا با عقيدهء اسلامى سازگار نبوده و همان گونه كه گذشت ، اسلام با پيمانهاى جاهلى نمىتوانست منافع مشترك داشته باشد . ثانياً اين روايت تنها از طريق قيس بن عاصم نقل شده و از اين رو با توجه به مضمون آن ، نمىتواند درست باشد . « 5 » ثالثاً : چنان كه ابن ابى الحديد آورده : اميرالمؤمنين على عليه السلام حلفى در ميان مردم يمن منعقد نموده « 6 » كه اين خود حديث « لاحلف فى الاسلام » را نقض مىكند . رابعاً : اگر روايت صحيح هم باشد ، ممكن است از ميان پيمانهاى جاهلى تنها حلف الفضول و يا مسأله جوار و رعايت حقوق همسايگان درست باشد . خامساً پيامبر خود فرمود : از ميان امور جاهلى تنها كليددارى كعبه و آب رسانى به حجاج باقى مىماند . « 7 » افزون بر اينها ، عقد برادرى خود پيمانى طرفينى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بعد از ورود به مدينه ميان مؤمنان منعقد كرد .

--> ( 1 ) . بلوغ الارب ، ج 2 ، صص 7 - 6 ( 2 ) . همان ، ص 7 ( 3 ) . المفصل ، ج 1 ، ص 517 - 516 ( 4 ) . المنمق ، ص 316 ؛ تاج العروس ، ج 6 ، ص 57 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 1 ، ص 267 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 18 ، ص 67 ؛ بلوغ الارب ، ص 278 ؛ المصنف ، عبد الرزاق ، ج 10 ، صص 307 - 306 ، ج 11 ، ص 436 ، و نك : مسند احمد حنبل ، ج 1 ، صص 329 - 317 و ، ج 2 ، صص 212 ، 207 ، 180 ، 25 ( 5 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 18 ، ص 67 ( 6 ) . همان ، ج 18 ، ص 66 ( 7 ) . انساب الاشراف ، القسم الثالث ، [ دربارهء خاندان عباسى ] ، ص 16