الشيخ رسول جعفريان

157

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

جغرافيايى مورد توجه قرار دارد . در درجهء اول ، اوضاع جغرافيايى جزيرة العرب نشان مىدهد كه مناطق قابل سكونت از نظر فواصل جغرافيايى ، از هم بسيار دور بوده و تنها نقاط محدودى از جزيره آمادگى زيست انسانى داشت ؛ دورى اعراب از يكديگر ، عدم وجود راههاى ارتباطى بين آنها و به جاى آن وجود بيابايهاى خشك كه سراسر عربستان را فرا گرفته بود ، عامل عمده‌اى در تفرقهء اعراب و عدم وجود يك كميت واحد مىبود . از سوى ديگر با نگاهى به منابع اقتصادى جزيره ، به محدوديت آن پى مىبريم ؛ اين محدوديت تبعاتى به همراه داشت كه از جمله آن تفرقه و تشتت بود ؛ زيرا در ميان مردمى بىفرهنگ و بدوى وقتى دسترسى به منابع ، محدود باشد وجود جنگ و قتال امرى اجتناب ناپذير است . هر گروهى در پى آن است تا زودتر به منطقه‌اى برسد كه بتواند در آن چندى به چراى حيوانات خود پرداخته و براى مدتى هرچه بيشتر ، بهتر زندگى كند ؛ با وجود محدوديت ، اگر قبيله قادر باشد تا چراگاهى را از چنگ ديگرى به در آورد چنين كارى را خواهد كرد و براى ديگرى راهى جز جنگ و يا هجرت ازمحل آن وجود ندارد . « 1 » بدين ترتيب با توجه به محدوديت اين منابع نمىتوان از حكومت مركزى سراغى داشت ، چرا كه روحيه فردگرايى به شدت وجود دارد و قبايل در انديشه كسب مصالح فرزندان خويش هستند ؛ اين امر پى آمدى جز تشتت نخواهد داشت . از نظر خارجى ؛ اصولًا اعراب به دليل زندگى بدوى كنترل پذير نبوده و طبيعى بود كه حكومتهاى همجوار نمىتوانستند انديشهء چنين تسلطى را در سر داشته باشند . در عين حال تا آنجا كه مربوط به اعراب بادية الشام و عراق بود ، براى حكومتهاى مزبور دو مسأله مطرح بود : يكى براى جلوگيرى از حملات غارتگرانهء آنان و ديگر بهره گيرى از آنها براى جلوگيرى از تهاجمات قدرتهاى سياسى ديگر . ايرانيان از آنان در برابر روميها بهره مىبردند و روميان در برابر ايرانيان . در اين بارهء آگاهيهايى را دكتر جواد على و ساير محققان ارائه داده‌اند . « 2 » اين مسايل دربارهء اعراب ساكن در عراق و شام بود ؛ نسبت به اعراب ساكن در حجاز نيز كوششهايى براى تسلط از ناحيه روميها مشاهده شده ، اما چندان جدى نبوده است . از حركتى كه خسرو پرويز در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از خود نشان داده و از « بازان » حاكم يمن خواست تا كسانى را به قصد آوردن سر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نزد او به مكه فرستد ، چنين بر مىآيد كه يا آگاهى كافى از محيط مكه نداشته و يا اساساً آن مردم را به هيچ مىگرفته‌اند . البته اعراب حجاز روابط تجارى با همسايگان خود داشته‌اند كه در جاى خود به آن اشاره خواهيم كرد .

--> ( 1 ) . المفصل ، ج 1 ، ص 274 ( 2 ) . رك : المفصل ، ج 1 ، ص 550 ، ج 2 ، صص 650 ، 620 ، 40 ؛ الامويون و البيزنطيون ، صص 7 - 5