الشيخ رسول جعفريان
126
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
بر مؤلفان و محققان است كه با توجه به سند نقلها ، آنچه از مورخان كذّاب نقل شده بر پاى طبرى نگذارند . در ضمن بايد توجه داشته باشند كه اكتفاى به سند نيز در ارزيابى نقلها درست نيست . زيرا صادق بودن راوى دليل بر درستى نقل او نيست ، چه بسا مأخذ آن شخص غلط بوده و يا خود تحت تأثير آراء و عواطف خود نقلى را شكل داده است . آنچه مهم است استفاده از تمامى روشهاى علمى براى بررسى است . طبرى به دليل بينش خاص تاريخى كه داشته ، تفصيل بسيارى راجع به حوادث آورده و در موارد متعددى ، اين تفصيلات در هيچ مأخذ ديگرى نيامده است . طبيعى است كه شيوهء طبرى نمىتوانسته دربرگيرندهء آگاهيهاى اجتماعى باشد . او تنها به نقل متكى است و نقلها صرفا تاريخى يا به عبارتى صرفا سياسى هستند . در اين صورت ، يافتن آگاهيهايى در زمينههاى تمدنى و فرهنگى آنچنان كه در آثار مسعودى مىتوان يافت ، در تاريخ طبرى بى ثمر است . موارد اندكى را بايد استثناء كرد . طبرى حوادث تا پيش از اسلام را به صورت موضوعى و ترتيب كلى تاريخى آورده است . اما پس از اسلام ، حوادث را به صورت سالشمار ارائه كرده است . جواد على شرح مبسوطى دربارهء منابع طبرى به دست داده است . به عقيدهء وى ، مآخذ طبرى در بخش تاريخ انبيا و ايران پيش از اسلام ، اخبار و آثار تفسيرى بوده كه در مكتب شاگردان ابن عباس در شرح آيات قرآنى با استفاده از مآخذ مختلف تا آن زمان فراهم آمده بوده است . در مورد ايران ، بيشتر از آثار ترجمه شده از فارسى مانند آثار ابن مقفع و نيز كتابهاى كلبى كه در اين زمينه بسيار غنى بوده ، استفاده كرده است . وى در اين بخشها ، نام آثار و يا مؤلفان را بهطور غالب ياد نكرده و با تعبيرهايى مانند قال بعض العجم مطالب را نقل كرده است . در بخش تاريخ عرب قبل از اسلام ، از آثار كلبى بهره برده ، به ويژه دربارهء تاريخ عراق كه بهطور منحصر از او نقل كرده است . در مورد تاريخ يمن از مطالب ابن اسحاق استفاده كرده كه او هم از وهب بن منبه و محمد بن كعب قُرَظى برگرفته است . در واقع دو نفر اخير به ضميمهء كعب الاحبار ، منبع اخبار مربوط به تاريخ انبيا در مجلد نخست تاريخ طبرى هستند . دربارهء تاريخ روم در قياس با آنچه دربارهء ايران آورده ، مطلب مهمى نيامده است . در بخش سيره اصل بر سيرهء ابن اسحاق است ، « 1 » اما موارد فراوانى هم از عروة بن زبير ، ابان بن عثمان بن عفان ، شرحبيل بن سعد و هيثم بن عدى آورده است . همانگونه كه اشاره شد ، تكيهء طبرى در جريانات رده تا پايان جمل ، بر روايات سيف بن عمر است . پس از آن در
--> ( 1 ) . موارد تاريخ الطبرى ، بخش نخست ، صص 200 - 201